تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
آمده مىگويند دردى سركه ، دردى روغن زيتون ، دردى شراب ، دردى خمر و جز آن . ( ذ : دردى واژه تازى است و بدون « ى » آن پارسى كه « لاى » بدان نيز گويند . ته‌نشين خشك يا با بستگى بالا را طرطير ، به فارسى دارتو ، ثافل ، ثفل ، عكر ، كنجاره ، خره گويند ( دهخدا ) )

درونج

Doronicum hookei Clarke Doronic : ( Darunaj )
ريشه گياهى كه در سرزمين شام بسيار رويد و به نام درونج عقربه ( عقربى - چون به مانند كژدم است ) خوانده مىشود برگ آن چسبيده به زمين از ميان آن شاخه توخالى به اندازه دو ذراع ( آرنج تا نوك انگشتان ) بيرون آمده سه شاخه مىشود و هركدام آنها يك دسته گل زردرنگ در پايانه خود نمايان مىكنند . ( ذ : تازى شده درونك براى گزيدگى جانوران نيكوست . داراى مزه‌اى اندكى تلخ و خوش‌بو و سخت و درونى سپيد است . براى خفقان ، رفع طاعون ، گزيدگى كژدم و رتيل و تقويت هاضمه خوب است ( تحفه حكيم ) )

دفلى

Nerium odorum soland Oleander : ( Difla )
درختچه‌اى كه بلندى آن به دو متر نمىرسد هميشه سبز با برگ‌هاى به مانند تير و گل‌هاى برنگ سرخ يا سپيد و بىبو است ، اين گياه در برابر هرگونه آب و هوا ايستادگى دارد و در همه فصل‌هاى سال گل مىدهد . ( ذ : تلخ‌مزه ، ميوه آن خروب گفته مىشود بدان خرزهره ، جوزهرج ، حبن ، حبين ، سم الحمار ، عصل گويند ( برهان ) )

دلب

platanus orientalis Linn Oriental plane tree : ( Dulb )
درختچه‌اى كوهستانى ، بزرگ كه مردم بدان ( قوغ ) و عربان صنار ، غينام گويند . ساقه‌ى بلند و در بالا بسيار پرشاخه و برگ‌هاى آن بزرگ و پهن همچون برگ انگور يا رنگ چوب ساقه سپيد كه به سرخى گراييده و نشان‌دهنده‌ى آنست و آسان پوسته پوسته مىشود و بسيار تند و تلخ است در دباغى پوست به كار مىآيد . ( ذ : درخت چنار است و بىشكوفه و ميوه مىباشد . )

دم الاخوين

Calamus draco wild / Dragon's blood : ( Damal - akhawain )