تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 670

مساهمون:

ص٦٧٠
موصليان « حميض » گويند گياهى علفى در بهار مىرويد برگ‌هاى سبز ترش‌مزه با تلخ خوبى آميخته شده كه آن را از گياهان اشتهاآور بشمار مىآورند بويژه اگر بخشى از سالاد باشد . و اگر پخته شود بسيار گوارا و خوش‌مزه است . گونه‌ى ديگر پرورشى برگ‌هاى آن سرخ و مصريان « كركدية » به آن گويند در عراق « كجرات » خوانده مىشود از برگ‌هاى آن نوشابه و مرباى ترش‌مزه ، خوشگوار مىسازند . ( ذ : ترشك ، تروشه ، چگرى ، غثيان ، در خفقان حار ، درد دندان و يرقان به كار آيد چسباندن تخم آن بر بازوى چپ زنان مانع آبستنى مىشود . طبيعت آن در دوم سرد و خشك ، مشهى ، برطرف‌كننده‌ى خمارى ، تقويت جگر مىباشد . و براى التهاب نافع است ، پخته‌ى آن ملين طبع و ضماد آن با روغن گل و زعفران براى قروح شهديه سودمند است و . . . ( تحفه حكيم ) )

حماما

Amomum cardamomum Cardamom : ( am m )
به آن نيز أموميا گفته مىشود ، گياهى است درختچه‌اى با ساقه چوبى در ارمنستان مىرويد بيش از دو پا بلندى ندارد پايه چندين شاخه چوبى كه شكستن آن سخت است بيرون آيد ، گلهاى آن خوشه‌اى برنگ ياقوت با مزه تند و خوش‌بو مىباشد .

حمقاء

poxtndaca oleracea Linn Purslane : ( hamq )
نام‌هاى ديگر آن بقلة الحمقاء بقلة المباركة ، بقلة اللينه ، . عرفج ، عرفجين است . در عراق ( بربين - پرپين ) و در مصر ، « رجلة » و سوريه ، « بقلة » نام دارد گياهى يك ساله گوشتى مانند گياهان خزنده است خودرو بىتوجه به بد آب و هوايى براى كشت در كنار كانال‌هاى آب در باغ‌ها و باغچه‌ها مىرويد وجه تسميه‌ى آن نيز همين است به مرد نادان نيز گفته مىشود كه شاعر چنين آورده است :
و أحمق أضافنا ببقلة * لنسبة ببينهما و وصلة و من أقل أدبا من سفلة * يمد فى وجه الضيوف رجله
ما به بقله ( سبزى ) واژه أحمق را افزوديم چون وابستگى ميان آن دو هست و از بىادبان كه كمترين تربيت را نديده‌اند آنهايى هستند كه در برابر ميهمان پاى