تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
بوره‌ى ارمنى ، بوره‌ى زرگرى ، بوره خبازان ، بوره‌ى زراوندى كه بسرخى زند ، بوره‌ى كرمان ، بوره‌ى مغزى و داراى رنگ‌هاى بسيارند ( نزهة القلوب ) )

بوزيدان

Orchis morio Linn Sweet pellitory : ( Buzid n )
( ذ : دارويى است كه از مصر آورند به تازى « مستعجل » گويند و براى فربگى به كار برند . اگر با شير گوسفند يا آرد برنج ، حلوا سازند و بخورند و تن را فربه كند ( آنندراج ) . بيخ گياهى است برنگ سپيد ، درازتر از انگشت ، مبهى و محرك جماع و مسهل زردآب و پادزهر سم و سرد و بازكننده‌ى گرفتگىهاى جگر و سپرز و فرواندازنده‌ى رويان است به آن حجر الذئب ، خرچكوك ، شيرزا ، فاوانيا ، عود الكهنيا ، عود الصليب ، عبد السلام نيز گويند . ( از دهخدا ) )

بهمن

Centaurea behen Linn behman : ( Bahman )
ريشه‌ى گياهى كه در سرزمين شام مىرويد و قنطوريا نام دارد . به دو گونه است ، نخست سرخ كه ريشه آن در دست‌مالش زبر نشان مىدهد از بيرون تيره و از درون سرخ تيره است . ديگرى سپيد از بيرون خاكسترى و از درون سپيد است . هر دو بدبو و تندمزه‌اند . ( ذ : نام گلى است همانند زعفران با نام‌هاى بهمنا ، بهمنان ( ناظم الاطباء ) )

بيش

Aconitum napellus Linn Aconite : ( Bish )
گياه با عمرى دراز ريشه‌ى همانند لفت بيرون آن سياه ، و ساقه علفى راست است . بلنداى آن از دو پا نمىگذرد ، گل‌هاى آن بنفشه رنگ زيبا در كوه‌هاى بلند و جاهاى نمور و تاريك مىرويد . ( ذ : ريشه‌اى سمى و كشنده همانند « ماه پروين » دارد . هر دو در يك جا مىرويند ، زهر هلاهل ، ترح ، آفت نام‌هاى ديگر آن است . ( برهان ) ) پر سياوشان : - ن . ك بر سياوشان

تافسيا

Ruta sylvestris mill Gum of wildrue : ( Tafsia )
( ذ : واژه رومى بمعنى صمغ سداب دشتى ، ثافسيا ، آسكله پيوم ( دهخدا ) )