بليلج
Terminalia bellerica Roxb . Balleric myrobalan : ( Balil j )
ميوهى درختى هميشه سبز است و در سرزمين هند مىرويد بلنداى آن دوازده پا و پر شاخ و برگ مىباشد . ميوهى آن از نظر شكل و اندازه و پرگوشتى همچون زيتون است .
هستهاى درون آن است كه در آغاز نرم و تازه پس از اندكى خشك و سفت مىگردد نماى بيرون ميوه نرم و ليز و درخشان است و به زردى مىزند ، مزهاى تند خوشگوار و تلخى دوستداشتنى با كاربرد درمانى دارد .
( ذ : « تازى » شدهى بليله درختى است مايل به استداره و بزرگتر از مازو ، همانند هليلهى چينى با پوستى رقيقتر از آن ( تحفه حكيم ) بندآورنده ، طبيعتى سرد و خشك در دوم و سوم . از مغز آن روغن ويژهاى مىگيرند . درختچهاى از تيرهى « كمبرتاسه » نزديك به تيرهى فرفيون جزو ردهى دو لپهاىها جدا گلبرگ است ( دهخدا ) )
بنج
Hyoscyamus niger Linn Henbane : ( Banj )
نام شناختهشدهى ديگر آن : سيكران ، شوكران ، سفيراسين و اروپاييان آن « فول الخنازير » گويند چون خوراك دوستداشتنى خوكهاست . گياهى علفى يك ساله با بلندى دو پا ، برگ آن به اندازهى كف دست آدمى با لبهى بريده بريدهى ناصاف و كركدار و چسبنده ، با گلهاى زرد تيره كه خطهاى سرخ در آن كشيده شده مزهاى تلخ و تند دارد و ميوهاش همچون گلنار است ، كه در آن دانههاى ريز ديده مىشود . بنگ سه گونه است بر پايهى رنگدانههاى آن يعنى سرخ ، سپيد و سياه مىباشد .
( ذ : سانسكريت بهنگ ، اوستا بنگهه ، پهلوى منگ ، كنب ، منج ، دانهى آن چرس ، آب آن را بنگاب گويند كه مانند چاى براى سوزش هنگام پيشآب كردن ، مىنوشند . مسكر ، نشئهآور ، سمى ، مخدر در درمانها اندازهى خيلى كم از آن به كار مىرود . مانند ديگر مخدرها كاربرد دود كردن نيز دارد ( فرهنگ معين ) )
بنجنكشت
Vitex agnus castus Linn Chaste tree : ( Banjankusht )
واژهاى پارسى بمعنى پنج بخشى است ، چون برگ گياه داراى پنج قاچ مىباشد همانند برگهاى ( فليفلة الخضراء - ميوه درخت عود ) است . همچنين گفته شده كه از تيرهى گياهان فليفه است در سرزمين باختر ( شجرة ابراهيم ) ناميده مىشود . داراى ميوهاى با دانههايى كه دانه آن « فقد » ناميده مىشود به بار مىنشاند .