( ذ : گياهى است آن را دلآشوب خوانند ، بوته و درخت آن كنار رودخانه مىرويد در مرتبت نخست گرم و دوم خشك و سوم محلل و ملطف و بازكنندهى گرفتگىهاى جگر و براى سختى سپرز نيكو ، سردردزا ، پماد آن براى گزيدگى سگ هار و ديگر جانوران سودمند است ( ذخيره خوارزمشاهى ) )
بنطافلن
potentilla reptans Linn Conquefoil : ( Bantaflun . )
گياهى با عمر بالا در ميانهى اروپا و بر كناره راهها و ديوارهى چاهها و ميان درختان ديگر مىرويد . داراى ساقهى خزنده و برگهاى پنجتايى چسبيده به يك دمبرگ است ازاينرو عربان آن را « ذى خمس وريقات » ناميده و گلهاى كوچك زرد رنگ دارد .
( ذ : بنطاباطيس ، بنطابلون ، بنطاطوس ، از تيرهى گل سرخيان بسيار شبيه گياه توت فرنگى ، ولى ز آنسوى آن داراى نهنجى گوشتدار و خوردنى است . ( دهخدا ) )
بنفسج
Viola odorata Linn Sweet voilet : ( Banafsaj )
( ذ : تازىشدهى « بنفشه » در پارسى است . بوييدن تازهى آن براى تبداران سودمند است . بوييدن پيوستهى آن خوابآور و آرامشدهنده مىباشد . مرباى آن براى ذات الجنب و ذات الريه خوب و از ميانبرندهى سردرد و سرفه است . به تازى « فرفير » و يونانى « ابر » گويند . . . ( تحفه حكيم ) )
به ورق
Notron Borax : ( Buraq )
واژهاى تازى و نام لاتين « بوركس » از آن گرفته شده و در شيمى بنام « بورات سديم » است و آن تركيبى از اسيد بوريك و اكسيد سديم مىباشد . در آزمايشگاه به صورت بلور بىرنگ و بو است اگر در هواى آزاد رها شود ، شكوفان شده و رنگ شيرى تندى به خود مىگيرد . مزهى واكنشهاى قليايى دارد . به ورق در طبيعت به شكل سنگهاى بلورى و يا تودههاى نامنظم شكفته شده و به نام ( تنكار - ناشناس ) شناخته مىشود با رنگى كه به سبز مىزند گاهى گراينده به سرخى است .
( ذ : تازىشدهى « بوره » در زبان پارسى است . يكى از عقاقير اصحاب صناعت كيميا و آن چند گونه است : به ورق خبر ، زنگارى كه بر روى نان نشيند گونه ديگر نطرون و به ورق الصناعة و زراوندى كه اين بهترين بوره است و چيزى به مانند نمك و انواع آن