schrad melon
( ذ : هندوانه « ناظم الاطباء » . به پارسى هندوانه به تازى « دلاع » ، و « رابوقه » به هندى « ترپوز » ( مخزن الادوية ) )
بقله الحمقاء : - ن . ك حمقاء
portudaca oleracea , Linn purslane
بقله اليمانيه
Amaran thus blitum Linn / Bilaton ; blite : ( Baqlayamaniyah )
( ذ : گياهى است همچون كاسنى از آن كمى ريزتر و گونهاى از اسفناج ، در كنار آبها مىرويد مايل به سرخى و بىمزه در تنكابن و طبرستان « اشكنى » نامند ، ابن تلميذ گويد تخم آن شبيه تخم بستانافروز است . بقلة العربية ، بربوس ، جربوز ، و در اندلس بليطس گويند ( مفردات ابن بيطار ) گونهاى حبق و همانند قطف ( تذكرهى انطاكى ) به هندى « چولايى » گويند و گونهى سرخرنگ آن را تعريف مىكنند . گونهى سرخ آن از سبز بهتر است . . . ( دهخدا ) )
بقم
Caesal pinia sappan Linn Sappan woood : ( Baqqam )
درختى است با نام ديگر « خشب الدم » يا « خشب الحمر » بلندى آن به 15 متر مىرسد جايگاه رويشى آن مكزيك است . ساقه راست پرشاخه كه بر هركدام آن خارهاى بزرگ و بسيارى ديده مىشود كه ماندههاى شاخكهايى است كه رشد آنها ايستا شده است . چوب آن بسيار سخت و براقشدنى مىباشد .
( ذ : « تازى » شده بكم ، بگم چوبى سرخرنگ كه رنگرزان آن را به كار برند .
« جوز المائل » ، پرنيان ، دار پرنيان به فرانسه « كامپش » به عربى عندم ، به هندى مجيه ، كهرم گويند . ( دهخدا ) )
بلاذر
Semecarpus anacardium Linn f . Marking nut : ( Bal dur )
درختى است در هند و جنوب آسيا مىرويد كه بسيار بلند نمىشود ، ميوهى آن به مانند گردوست ، درون آن آبكى و بسيار شيرين و خوشمزه است .
( ذ : ميوهايست به مانند خستهى خرماى هندى با مغزى شيرين و پوستى سياه . به هندى بهلونوان ، انقرديا ، بهلاوه گويند در آمريكاى مركزى مىرويد ميوهاى به نام « جوز آكاژو » محتوى مواد اسيدى و سوزاننده است كه مصرف درمانى دارد پوست گياه