تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 647

مساهمون:

ص٦٤٧
هم‌اندازه زغال كك هستند ازاين‌رو يونانيان آن را « كليون » يا كلى ناميده‌اند اين تخم‌ها بىبو و بىمزه است . اگر جويده شود بزاق چسبنده مىشود چنانچه در آب خيسانده شود ، ليزابه‌ى چسبنده‌اى از آن بدست مىآيد كه به آن لعاب تخم قطونا گويند . ( ذ : اسفيوس ، اسفيوش ، أسقيوس « منصورى » ، فريتاگ ، پسيلوم ، اسفرزه ، اسبغول ، بشوليون ، هرىتخم ، اسيليوس ، اسپرزه گويند مسكن تشنگى ، محلل ، ملين تب‌هاى گرم ، براى غليان خون ، مغص ، زحير ، نقرس سودمند است دو گونه سپيد و سياه دارد . بهترين آن سياه فربه است . ( اختيارات بديعى ) )

بسد

corolium rubrun Coral : ( Bussad )
درختى آبى « دريايى » داراى تركيبات كلسيمى با قامت بزرگ و پرشاخه و برگ . در آب برخى درياها مىرويد و بنام « مرجان » معروف است . هرگاه از آب بيرون شود هوا به آن بخورد سفت و سخت همچون سنگ شود . ( ذ : به هندى « مونكا » ، بيوالى ، نام‌هاى ديگر آن « حجر شجرى » « قورل » « قوراليون » ، مهره‌ى سرخ مرجان ، كامه‌ى ريشه‌ى آن مرجان و شاخه‌ها ، بسد گفته مىشود . ( دهخدا ) )

بسفايج

polypodium vulgare Linn Common polypody : ( Busfayej )
واژه‌اى يونانى بمعنى پرپا ، چون ريشه‌هاى آن به كلفتى انگشتر و با شمارگان بسيار در كناره‌هاى آن ديده مىشود . ازاين‌رو داراى شكلى همچون حشره‌ى چهل و چهارپاست در مصر « أشتيوان » خوانده مىشود . گياهى علفى از تيره‌ى سرخس با بلندى يك وجب در تاريكى و نزديك ساقه‌ى برخى درختان بويژه درخت بلوط و ميان صخره‌ها با رنگ زرد و سرخ مىرويد . ( ذ : واژه‌اى تازى شده « پس‌پايك » با نام‌هاى تازى « خاضر الكلب » ، « كثير الارجل » و نام‌هاى ديگر « سكى رغلا ، تشتيوان ، فولوفوديون دخال الاذن ، گيل دارو ، آنچه از آن تازه باشد داراى مزه خوب با تلخى اندك و تندى كم و اندكى همانند مزه قرنفل است . ( ذخيره خوارزمشاهى ) )

بطيخ هندى

Citrullus vulygains Indian water : ( Bittikh hindi )