تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 646

مساهمون:

ص٦٤٦
( ذ : نام‌هاى ديگر پر سياوش ، ضفيره ، ضفائر الجن ، سبع الارض ، شعر الارض ، شعر الفول ، شعر الجن ، طرنجومانس ، بولوطريخون ، شعر الجياد ، عرصف و كثير الثفر مىباشد . معتدل مايل به گرمى و خشكى و ملطف و مجفف و مطل و مفتح و منضج و مدر بول و حيض و مسهل سودا و بلغم معده و امعاء و جهت تنقيه سينه و شش و ربو و يرقان و . . . سودمند است ( دهخدا ) )

برنج :

Brass : ( Biranj )
( ذ : « تازى » شده « برنگ » كه بيشتر از كابل آرند . تخمى است روان‌كننده‌ى بلغم كه آن برنج كابلى
Ebelia
خوانند . گياهى دو لپه‌اى ، پيوسته گلبرگ در 65 گونه در جاهاى گرم آسيايى و آفريقا و شمال استراليا مىرويد داراى شاخه‌هاى دراز و پيچنده با برگ‌هاى تخم‌مرغى شكل و دراز و گل‌هاى سپيد خوشه‌اى و ميوه‌اى سرخ و گرد و كوچك ، تندمزه براى درمان كرم كدو به كار مىرود . ( فرهنگ معين ) )

برنجاسف

Achillea millefolium Linn Yarow : ( Birinj sif )
گاهى رازى آن را بنام « برنج » ياد مىكند و برخى آن را « بلنجاسف » و تازيان « شويلاء » مىخوانند و آن را گونه‌اى « أفسنتين » بشمار مىآورند . گياهى علفى است كه بلندى ساقه‌ى آن از پنج پا مىگذرد استوانه‌اى و سرخ رنگ و داراى شكاف‌هايى دراز است . گل‌هاى خوشه‌اى و چترى سپيد دارد و در ويرانه‌ها و جاهاى دورافتاده مىرويد . ( ذ : « تازى » شده « برنجاسپ » كه گياه بوى مادران است . حبق الراعى ، قيصوم ، برتراسك ، بوى مادران ، و به هندى « گنده مار » گويند « از الفاظ الادوية » . - بهترين آن رنگ زرد است و طبيعت آن گرم است نام‌هاى ديگر آن « ارطاماسيا » ، « ارطيماس » ، برتاشك ، شويله ، عبيثرات ، ( دهخدا ) )

برزقطونا

plantago ovata Fork / Ispaghula ( Spogel seed ) : ( Bazr - qutuna )
تخم گياه علفى يك‌ساله ، از خانواده ( لسان الحمل - بارهنگ ) در دشت‌ها و زمين‌هاى شنى مىرويد بلنداى آن از يك و نيم پا نمىگذرد ساقه پرشاخه دارد ، هر شاخه‌ى آن دو يا سه سر گرز مانند دارد و در هركدام آنها داراى تخم‌هاى سفت سياه به مانند و