تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 644

مساهمون:

ص٦٤٤
( جمسفرم ، جم « 1 » ، يكى از نام‌هاى سليمان و سفرم نيز در زبان ايشان به معنى ريحان است ) اين گياه يك ساله داراى ساقه‌اى چهارگوش و برگ‌هاى همانند دل و گل‌هايى گرد و خوشه‌اى ( سنبل ) دارد گياه داراى بوى خوش و مزه‌اى تلخ . همه گياه كاربرد درمانى دارد . ( ذ : تازى شده ، گياهى خوش‌بو به آن ريحان كوهى ، باذرنجبويه ، بارنگ ، حوك ، باذروق ، باذرو نيز گويند ( دهخدا ) )

باذورد :

Centautrea ; phyllocephalla Centaura ; phyllocephala : ( Basward ) white acanthus Fogonia
« شوكة المباركة » بدان گويند ، گياهى كه رويش خودبخودى دارد ساقه سرخ‌رنگ و برگ‌هاى چهار گوش دراز دندانه‌دار همچون اره دارد كه در انتهاى آن خار مانندى كوچك و تيز است . رويشگاه نخستين آن سرزمين اندلس جنوب اسپانياست . ( ذ : چون سبك است « بادآورد » گويند . از تيره‌ى سينانتره از جنس كنگر . طبيعت آن در مرتبت نخست گرم و خشك و گويند در اول سرد است . ريشه‌ى آن سرد و خشك است . روان‌كننده‌ى بلغم لزج ، نيروى بازكنندگى و گشايندگى دارد براى درد دندان و آماس و تب‌هاى بلغمى ، و جاى گزش كژدم خوب است . . . ( اختيارات بديعى ) )

بارزد

Gal banum : ( B razad )
( ذ : بمعنى بيرزد ، شيرابه‌اى به مانند مصطكى ، به تازى « قنه » خوانند . دو درم آن با آب براى بواسير سودمند است . در شام درخت « ماطونيون » و شيرابه‌اى بنام پيرزد ، حسن لبه ، به تركى « قاسنى » و برخى كمافيطوس ( برگ و شاخه بارزد است ) خوانند . ( ذخيره خوارزمشاهى ) . طبيعت آن در مرتبت سوم گرم و خشك در دوم تر است ، براى درد سياتيك و نقرس بسيار خوب است . چنانچه زنان به خود برگيرند از ميان‌برنده‌ى خون ماهانه است و فرواندازنده‌ى رويان زنده و مرده مىباشد و بىاثركننده‌ى زهر مار ، كژدم ، براى سردرد و درد گوش از سردى ، و گرى پلك چشم سودمند است . رازى آن را بادشكن و روياننده‌ى گوشت مىداند . ( دهخدا ) )
هامش
( 1 ) . جم يكى از نام‌هاى جمشيد پادشاه كيانى ايران زمين پدر فريدون مىباشد . ( شاهنامه فردوسى )