تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣
شيرازى « كدور » و به هندى « لايى » و به يونانى « صرقولا » و به سريانى « ترقوقلا » به لاتين سارقوقل گويند . ( مخزن الادويه ) )

أنفحه

Coagulum pitua Rennet : ( Infihah )
بخشى كوچك از سيراب و شيردان گوساله و بز است . ولى پزشكان از آن واژه ماده‌ى ويژه‌اى را خواهانند و آن بخشى از سيراب شيردان ( شكمبه ) گوساله و بزغاله شيرخوار است . شير بسا سفت شده نگواريده باشد ، و به آن مايه‌ى پنير گويند و براى پنير كردن شير به كار مىرود . ( ذ : شكمبه‌ى بره و بزغاله علف نخورده . خشك كرده‌ى آن در داروها به كار مىرود . درختچه‌اى همانند گياه بادمجان ( ناظم الاطباء ) ) اوفاريقون : - ن . ك افاريقون

بادرنجبويه

Nepeta hindostana Cultivated : ( B drajboyah ) ( Roxb ) Haines Balm
( ذ : باذرنجبويه ، بادرنگبونه ، بادرنبويه ، ترنجان ، كزوان ، اترجيه ، تره خراسانى ، بو رنگ ، كتروان ، فرنجمشك بادروم ، صنومر ، بستان‌افروز و به عربى « بقلة أترجيه » به ، پارسى « بالنگو » گويند ، طبيعت آن در مرتبت دوم گرم و خشك است براى بيمارىهاى بلغمى و تلخآبى و بوى بد دهان ، گرفتگىهاى مغزى ، و گرى ، سودمند است . نيروبخش دل و جگر و شادىآور ، زداينده‌ى تپش دل و پاك‌كننده‌ى ذهن آدمى است . براى گزندگى نيش كژدم و رتيلا و سگ هار سودمند است . غرغره آب ريشه‌ى آن دندان‌ها را نيكو و درخشان مىكند ( اختيارات بديعى ) )

باذروج

Ocimum basilicum Linn Sweet basil : ( B druj )
چه‌بسا ريشه‌ى آن از واژه مصرى ( بادروج ) باشد كه در نگارش‌هاى هيروگليفى آمده ، و عربان « حوك » ، يونانيان « حشيشة الملوكيه » و با نام‌هاى ديگر ( حماجم ، صعتر هندى ، ريحان سليمان ، حبق ريحانى و جز آن ) آمده است . انگيزه‌ى نامگذارى آن به « ريحان سليمانى » افسانه‌ايست كه پيشينيان از آن چنين ياد كنند : سليمان پيامبر دچار باد سرخ شد . جنيان اين دارو را براى او آوردند و وى را با آن درمان كردند ازاين‌رو نام