و كوهستان مىرويد ( آنندراج ) . الوج همانند گياه بيش است كه در ايران به آن كازرك گويند ( تحفه حكيم ) ، زعرور ، نمتك نيز به آن گويند . ن . ك زعرور
أملج
Emblica officinalis Gaertn Emblic myro balan : ( Amlaj )
ميوهاى درختى از گروه هليله كه برخى آن را ليموى زرد براى داشتن رنگ زرد آن خواندهاند درختى كه نشان آن ، گرد آمدن برگها بهگونهى چتر است . زيستگاه آن سرزمين هند و جنوب آسيا مىباشد .
( ذ : تازىشدهى « آمله » نام درختى هندى ميوهى آن نيز آمله گفته مىشود . مزهى آن ترش و تند و تيز است همشكل آلو و گوجه دارد و به بزرگى گردو با برگهاى ريز و انبوه از دو سوى شاخهها آويزان است ، چوب آن درخت بسيار سخت مىباشد .
( دهخدا ) )
أمبريارس
Barberis aristata schrad Barberry : ( Amber b ris )
درختى است تا شش پا بلندى مىگيرد ، خاردار ، پوست آن سنجابى رنگ و چوبى ترد و كشنده دارد . در جنگلهاى كوهستانى اروپا مىرويد . و در ماه مارس به گل مىنشيند ، ميوه آن همچون انگور به مانند ميوه « اس » تخممرغى شكل و دراز است و با اندكى رنگ سرخ .
( ذ : برگرفته از ريشه يونانى است ، زرشك و از تيره زرشكيان ، كوهستانى و زنگ گندم و انگل آن مىباشد ( ناظم الاطباء ) )
أناغاليس
Anagallis arvensis Linn pimpemel : ( Anughalis )
گياهى است يك ساله پرشاخ و برگ و بزرگ و پررويش در همه جا با گونههاى بسيار كه همگى آنها بوتهاى و زيبا با گلهاى سرخ ارغوانى درخشان و يا كبود لاجوردى است .
( ذ : برگرفته از ريشه يونانى است . گياهى از تيرهى پامچال ، گل آن به شكل مجرى ( جعبه دراز با ديوارهى كوتاه از جنس فلز يا چوب . جعبه آرايش زنانه ) ، به وسيلهى سرپوشى باز مىشود . برگ آن به مانند مرزنگوش ، نزديك به گرد است . به آن « آذان الفار » نيز گويند ( تذكره انطاكى ) )