تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
است ، سمى و كشنده‌ى موش مىباشد . اين ويژگى از دوران فرعونيان شناخته شده است ، همان گونه كه ديده شده موش‌هاى از ميان رفته با آن بوى بدى پس از مرگ از خود بجا مىگذارند . ( ذ : به پارسى پياز موش و نام‌هاى ديگر آن اسقال ، اسقيلا ، عنصل ، اصقاله ، سقاله گويند ، برگ آن همانند برگ نرگس و داراى ساقه‌ى توپر است . مدر بول و حيض ، مقوى معده ، منقى اعضا ، جالى و جاذب خون به ظاهر جلد و محرق و مفرّح اعضا و ملطف اخلاط غليظه و ترياق زهر هوام و براى ضيق نفس و سرفه‌ى كهنه ، ربو ، استسقاء سپرز ، عرق النساء ، مفاصل ، نقرس ، صرع و درد گوش و شقيقه و درد سر بارد و قىء الدم و سنگ مثانه و عسر البول سودمند است و . . . ( تحفه حكيم ) )

أشق

Dorema ammoniacum Gum ammonaic : ( Ushaq )
در برخى كتاب‌هاى پزشكان وشق يا وشج يا أشج در سوريه « كلخ » ، در مصر « لزّاق الذهب » آمده و چون ويژگى چسباندن زر بر روى كاغذ را داراست صمغ و افشره آن بستگى بالايى دارند و ساقه‌ى آن بيش از سه پا نمىشود و داراى ريشه پرگوشت است ، و راست در زمين فرومىرود ، گل‌هاى سرخ و آبى دارد . ( ذ : صمغ گياهى كه بدان بدران و به « تازى » صمغ طرثوث گويند ، براى استسقا نافع است طبيعت آن گرم و خشك و براى جراحت‌هاى كهنه نافع است به آن قنا ، شق ، كزغ ، كرغ ، بلشر ، اشه ، صمغ اشترغاز نيز گويند ( ذخيره خوارزمشاهى ) مانند صمغ خيار كه به آن صمغ طرثوث گويند كه غلط است ، در مرتبت دوم گرم و در آخر اول خشك ، ملين ، مدر ، مطل ، مسخن ، ترياق عرق النساء و درد مفاصل و تهيگاه و سرين ( منتهى الارب ) )

أشنان

Haloxylon multiflorum Bunge plant ash , : ( Ushn n ) Alkali plant
درختى است كه در شنزارها مىرويد برگ تازه و خشك آن براى شستن دست و لباس به كار مىرود . خاكستر شاخه و برگ خشك شده‌ى آن بيشتر در شستن لباس به كار آيد ( ذ : جواليقى گويد واژه‌اى پارسى كه در « تازى » بدان قرطاس ، ابو حلسا ، غاسول