ديرى نمىگذرد كه گياه ميزبان به ويژه اگر ميزبان صعتر باشند آن را خفه كرده ، مىميراند . ريشهى واژه يونانى است ، و إبتيموس گفته مىشود كه معنى آن زندگى انگلوار بر روى گياه سعتر است .
( ذ : شكوفهى آويشن ( سعتر ) و سرشاخههاى باريك آن ، گرم و خشك است ، به تازى « سبع الشعراء » گويند . برخى آن را زيره رومى مىدانند . سرخرنگ و مزهاى تند دارد ( آنندراج ) در بيمارىهاى قلبى در گذشته به كار مىرفته است . از تيرهى پيچكان و انگل گياهان است . به آن سس صغير ، كشوث ، دواء الجنون ، نيز گويند ( فرهنگ معين ) )
افسنتين
Artimisia absinthium Linn Absinth ; worm wood : ( Afsintin )
برخى از پزشكان آن را كشوت رومى و « ختروف » نوشتهاند ، كه گياهى بوتهاى شاخهداريست ، ريشهى با عمر دراز دارد . ساقهى پرشاخ آن دو پا بالا مىرود . برگهاى ريشهدار و گل آن خوشهاى زرد رنگ و بوى اين گياه تند و زننده و مزه بسيار تلخ دارد .
( ذ : اپسنتين ، گونهاى از بوى مادران كوهى ، سودمند براى درد چشم و گل آن به مانند اكحوان و تلخى آن به صبر مىماند ( آنندراج ) ، زريره داراى سهگونه ، و هر سه در پزشكى كاربرد دارد . داروى بيرونكنندهى كرم است به مانند بابونهى گاوچشم است ( مخزن الادويه ) )
افيون
papaver somniferum Linn opiun : ( afyun )
واژهاى يونانى به معنى خوابآور . مادهاى مخدر بهگونهى شيرابهى ماسيدهى برگرفته از گياه خشخاش ( گرز ) پس از انجام چندين بار كار صاف كردن و جداسازى و تهنشين كردن مادهى ساده آن كه ( حشيش ) ناميده مىشود و آن از خودگرز ( گوز ) خشخاش گرفته مىشود .
( ذ : شيرابهى خشكشدهى خشخاش كه ترياك نام دارد . برگرفته از « افينا » سانسكريت ، به آن هيبون ، هپيون نيز گويند . مخدر ، خوابآور . تازيان به آن لبن الخشخاش گويند . ( ناظم الاطباء ) . )
أقاقيا
Acacia Arabica wild gum Arabic tree : ( Aq qia )
شيرابه است كه از درخت « اكاسيا » مىگيرند و عربان آن را « قرظ » مصريان « ام غيلان »