عنظروان : حرض ، صابون انفاق ، نظيف گويند و نامهاى ديگر آن چوبه ، چوبك اشنان ، وشنان ، اشلان ، بلار ، چوغان ، بلخج ، جامهشوى ، اشلوم مىباشد ( ذخيره خوارزمشاهى ) )
أشنه
parmelia perlata Ach . Rockmoss : ( Ushnah )
نامهاى ديگر آن اشنه قبرص ، أشنه العجوز ، شيبة العجوز ، شفعة العجوز گونهاى از آن بحرى و به آن مشك بحرى ( آبى ) گويند . گونهى برى ( دشتى ) آن گياهى بوتهاى همانند نخهاى درهم تنيده شده همچون موى فشرده و درهم شده با رنگ ميان زرد و سرخ با مزه تلخ شور و بوى ناخوشايند . زندگى انگلى و چسبيده به برخى درختان ، بويژه درخت بلوط دارد و گونهى ديگر آن آبى كه در آبها و روى صخرههاى كنار آبها مىزييد .
( ذ : به « تازى » دواء المسك ، مسك القرود ، و به پارسى ، دواله ، دواله مشك ، آلك ، ذوالك ، ملاگير ، چهريله ، چهريرا به هندى ، « چهارچيلا » و يونانى « بريون » و به فرنگى ، « مسحو » و به لاتين ، « كله دباليه » و به مصرى ، « شيبه » خوانده مىشود .
اصطيرك
Styrax officinalis , Linn Strax : ( Astyrak )
درختى است كه بلندى آن به بيست و پنج پا مىرسد برگهاى آن از پايين سپيد و پنبهاى و بالا سبز رنگ است ، گلهاى آن خوشهاى سپيد است . اگر روى ساقهى درخت شكافى پديد آوريم شيرابهاى نقطه مانند پشت سر هم از آن سرازير مىگردد . سپس خشك مىشود بويژه اين شيرابه را اصطيرك يا ميعه خشك گويند
( ذ : واژهى استيراكس وابسته به گياهان تيره
Styracaceae
از راسته
Ebenales
كه دو لپهاى هستند ( فرهنگ آريانپور ) اين شيرابه به رنگ سرخ گراينده به سياهى است . به يونانى ميعه خشك مىنامند و گويند صمغ درخت رومى است . صمغ زيتون ( ذخيره خوارزمشاهى ) . رازى اسطرك آورد و گويد گرم و خشك در مرتبت دوم كه براى سرفه و نزلهى سر و راندن حيض و سختى زهدان اگر بيآشامند يا به خود برگيرند سودمند است . . .
( منصورى ) )
إطرفيل
Electuary of myrobalan : ( Itrifal )
گياهى است با عمر دراز در مردابها مىرويد ، ساقه ندارد برگهاى دراز و هر سه