تاى آن به دمبرگ چسبيده است . سبز رنگ و به هنگام دستمالش نرم است ، داراى گلى سپيد تا گلى رنگ .
( ذ : اطريفل تركيبى است كه بيشتر هليله است ولى داروهاى ديگر همچون آمله و بليله به آن افزوده مىشود . ابن ماسويه گويد : نخستين بار جالينوس آن را بدست آورد و به كار برد . در بيمارىهاى مغز به كار مىرود ، نيروبخش اعصاب و معده و بهبوددهندهى بواسير و براى پيشآب چكهچكهاى سودمند است ، پيرى را دور مىكند مغز و سينه را خوب مىنمايد . ولى گاهى قولنجزا خواهد بود ( تذكره انطاكى ) )
اظفار الطيب
Unguis : ( Azfar l - tib )
اندامهايى سخت و شاخ مانند از جانوران نرم دريائى يعنى نرمتنانى كه در كرانههاى درياى سرخ يافت مىشوند و « قرشيه » ناميده مىشوند . يا صدفهاى كوچك و نازك همانند ناخن آدمى و همگى آنها داراى بوى خوش مىباشند .
( ذ : ناخن صدف و ناخن پريان در پارسى ، دولع در هندى گفته مىشود . جانورى دريايى است . طبيعت آن گرم و خشك در مرتبت دوم است ، آميختگى سفت را نيكو مىسازد ، براى درد شكمبه ، جگر ، تپش دل ، بيمارىهاى زهدان ، به هوش آوردن بيمار صرعى سودمند است . ( نزهة القلوب ) به شيرازى ناخن ديو گويند ، ناخن خرس ، ناخن بويا ( تحفه حكيم ) . ديسكوريدوس گويد از جنس صدف و از هندوستان مىآورند . )
افاريقون :
( ذ : اوفاريقون ، دبق ، مازريون نيز نامند ( مخزن الادويه ) رازى گويد مكان آن در سرزمين روم است ، بومعاذ گويد تخم زيتون دشتى . داروشناسان گفتهاند كه زيتون دشتى تخم ندارد و اين نشانهى بودن گياهى دشتى به نام زيتون مىباشد و تخم آن را افاريقون گويند . دمشقى گفته است مازريون را قاريقون گويند . ( صيدنه ) )
افتيمون
Cuscuta epithmum kinn Epithyme Doodar : ( Aftimun )
برخى آن را أفتيمون نوشتهاند ، رازى آن را أبتيمون آورده است . گياهى كوچك ، نخ مانند كه با بوتهها و درختچههاى ديگر درهم مىپيچد . و انگلوار با آنها زندگى مىكند