تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 622

مساهمون:

ص٦٢٢
مهره‌ى پايانى پشت و دو مهره‌اى آغازين كمر قرار گرفته‌اند وظيفه آن گرد آوردن نمك‌ها و آب زيادى خون از خون و به شكل پيشآب درآوردن آن است آن
cm
12 و پهناى آن
cm
6 و وزن آن
gr
150 - 140 است .

كمرة :

« كمر من التمر » : خرما بر درخت نرسيده كه از درخت مىافتد و بعد بر روى زمين مىرسد ( ف : كمرة ) . رازى اين واژه را براى سر نرينه آورده و شگفت‌آورست كه نام‌هاى بسيارى براى آن در كتاب‌ها و زبان عاميانه وجود دارد و همگى آن نام‌ها از خرما ريشه گرفته‌اند : « حشفه » ( ج : حشف ) ، بدترين خرما ، خرماى زبون و تباه شده ، خرمايى است كه پيش از رسيدن خشك و سخت مىشود ، هسته ، پوسته ، گوشت و شيرينى ندارد در مثل آمده : « أحشفا و سوء كيله » يعنى به دو كم وزن و به دو ويژگى بد كه به همراه همديگر بيايد . « خلالة » : ( ف : خلال ) خرماى تازه سبز ، نارس ، پيش از رسيدن . « قصبة » ( ف : قصب ) خرماى تازه‌رسيده خشك شده . « بسرة » : ( ف : بسر ) : خرماى تازه‌رسيده و در آفتاب خشك شده . « تمرة » : ( ف : تمور ) هيچ‌كس علت اين نامگذارىها را نمىدادند .

كموده :

تيرگى رنگ ، « كمد اللون » دگرگون شدن رنگ و از بين رفتن درخشانى هر چيزى .

كيلوس :

chyle ; chylos
مواد خوراكى ، كه آدمى مىجود و از شكمبه پايين مىرود و اولين گوارش درباره‌ى آن انجام مىشود ، پس از آن بر آن آنزيم‌هاى شكمبه‌اى ريخته مىشود و ديواره‌هاى شكمبه آن را مىسايند و خوب نرم مىكنند تا همچون شيرابه پيش از رفتن به روده‌هاى باريك شود ، به آن شيرابه كيلوس مىگويند .

كيموس :

Chyme ; chymos
واژه‌اى يونانى كه « تازى » شده به معنى شيرابه خوراك‌هاست ، كيلوس پس از رفتن