تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 618

مساهمون:

ص٦١٨

فصد :

Venesecticom ; blood letting ; phlebotomy
سوراخ كردن يا شكافتن رگ براى بيرون آوردن خون و آن‌گونه‌اى درمان در پزشكى كهن است .

فقاح :

شكوفه‌ى هرگونه گياه با هر رنگى هنگامى كه مىشكفد .

فقاع :

Beer ; wine
نوشابه‌اى كه از تخمير جو مىگيرند ، آن جوشش دارد با اندكى الكل در « مفيد العلوم » به ظرف‌هايى گفته مىشود كه در آن آب‌جو ساخته مىشود همانند ظرف‌هاى امروزين براى ساختن آب‌جو . رازى آن را با گروه نوشابه‌هاى بىالكل آورده است . اگرچه آب‌جو نوشابه‌اى است كه مستى سبك به جهت داشتن الكل كم دارد ولى زياده‌روى در نوشيدن آن مستى بسيار بالا مىآورد .

فلكه دبوق :

اين واژه در كتاب « منصورى » آمده است . « دبوق » بازى كودكانه است و « فلكه » يك وسيله گرد مىباشد . منظور رازى از اين واژه ، گذاشتن وسيله‌اى گرد بر باندى است كه پماد درمانى روى آن گذاشته مىشود تا آن كه خوب زخم را نواربندى كند .

قتار :

دود با بوى ويژه آن كه از خوراك پختنى يا بريان يا سرخ شده و يا از سوختن استخوان و يا بخور و يا خوراك سوخته و جز آن برمىخيزد ( ج : اقتار ) . - « قتره » تنگى روزى زندگى

قتره :

آنچه مانند غبار چهره را به جهت اندوه و ترس فراگيرد خداوند مىگويند
« وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ عَلَيْها غَبَرَةٌ ، تَرْهَقُها قَتَرَةٌ »
« 1 » چهره‌ى گناهكاران در روز رستاخيز از بسيارى غم و اندوه چنان تار و درهم است كه گويا غبار خاك بر آن نشسته است .
هامش
( 1 ) . سوره عبس ( شماره‌ى 80 ) آيت 40 - 41