تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 617

مساهمون:

ص٦١٧

غرقئ :

پوست نازكى كه چسبيده به سپيده‌ى تخم‌مرغ در زير پوسته‌ى سخت آن ، پوسته‌ى سخت تخم‌مرغ « قيض » نام دارد .

غضار :

Pure ; adhesive clay
گل چسبناك آزاد كه رنگ آن گرايش به سبزى دارد .

غنّه :

آواى برخاسته از ته بينى كه مشترك به بينى و دهان است . « أغن » كسى كه به‌گونه‌اى سخن مىگويد كه از ته بينى او واژه‌ها بيرون مىآيند .

غياض :

Forset ; timber ; jungle
( ف : غيضه ) جايى است كه در آن درخت و سبزه فراوان و درهم گره خورده‌اند ( بيشه جنگل ) ، « غاض الماء غيضا » آب در زمين فرورفت .

فدغ :

فدغ يعنى چيز توخالى يا تر و تازه را شكاند . - « فدغ الطعام » بر خوراك روغن فراوان ريخت .

فقدم :

بر دهان آدمى و يا چهارپا دهان بند گذاشتن ، بر آفتابه سرپوشى را گذاشتن و بستن ، « فدام » دهان‌بند ، « فدم » كسى كه كم‌فهم باشد

فرزجه :

Vaginal suppository
واژه « تازى » شده از پارسى ، يك تكه‌ى دارويى به اندازه‌ى يك انگشت كه در سوراخ نشستگاه يا واژن بيمار براى درمان گذاشته مىشود .

فرقد :

Each of the two bright stars in the ursa minor ; polestar ; polaris
ستاره‌ى قطبى ، اخترى كه جاى ثابت نزديكى قطب شمال دارد ازاين‌رو مردم به وسيله آن جهت‌هاى چهارگانه را شناسايى مىكنند . ستاره‌اى همانند آن ، ولى كوچكتر در نزديكى اين ستاره است . كه به آنها دو فرقد گفته مىشود .