عبل :
Bulky
بهر چيز كلفت و چاق . گفته مىشود « امرأة عبلة » زن فربه ، يا « عبل الذراعين » داراى بازوان كلفت . ( ج : عبال ) - « عبيل عبلا » كلفت و ستبر
عجان :
Perineum
جايى ميان دو سوراخ پيخال و پيشآب در زنان و مردان . « أعجن فلانا » پير و فرسوده شد . « عجينه » فرومايه نادان براى زن و مرد
عذيوط :
واژه « تازى » است و آن احساس مرد پيش از تراوش آب مردانه هنگام نزديكى كردن است « استعذى المكان » با او در عشقبازى همراه و سازگار شد .
( ذ ) : وزى و مزى ، بيرون آمدن آب نرينه يا پيخال پيش يا هنگام نزديكى از مرد ( آنندراج )
عرقوب :
Tendo ; calneus ; tendo ; achillis ; hanstring
زردپى كلفت براى ارتباط ساق و پاشنه پا از بخش پشتى آنها و « عرقوب » مردى دروغگو است از خاندان عملاقه كه در مثل آورده مىشود براى كسانى كه به وعده خود وفا نداشتهاند .
عصيدهى :
آرد گندم كه با روغن آميخته شده و سپس آن را بپزند ( ج : عصائد )
( ذ ) : بتابه ، گونهاى حلوا ( منتهى الارب ) ، سبوسا يعنى خزيره باشد چون گوشت در آن نيست ( بحر الجواهر ) ، حلواى خرما ، كاچى ، كاچيك ، خوش نرم ، كوله ، لفيته ، عفيته ( اقرب الموارد )
عقب :
Heel
استخوان پاشنه پا بخش پشتى قدم و بزرگترين استخوان آن ، « رجع على عقبه » چرخيد و براهى كه آمده بود برگشت » . در نزد ورزشكاران چرخش در جا ، بطور كامل