تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 616

مساهمون:

ص٦١٦

عبل :

Bulky
بهر چيز كلفت و چاق . گفته مىشود « امرأة عبلة » زن فربه ، يا « عبل الذراعين » داراى بازوان كلفت . ( ج : عبال ) - « عبيل عبلا » كلفت و ستبر

عجان :

Perineum
جايى ميان دو سوراخ پيخال و پيشآب در زنان و مردان . « أعجن فلانا » پير و فرسوده شد . « عجينه » فرومايه نادان براى زن و مرد

عذيوط :

واژه « تازى » است و آن احساس مرد پيش از تراوش آب مردانه هنگام نزديكى كردن است « استعذى المكان » با او در عشق‌بازى همراه و سازگار شد . ( ذ ) : وزى و مزى ، بيرون آمدن آب نرينه يا پيخال پيش يا هنگام نزديكى از مرد ( آنندراج )

عرقوب :

Tendo ; calneus ; tendo ; achillis ; hanstring
زردپى كلفت براى ارتباط ساق و پاشنه پا از بخش پشتى آنها و « عرقوب » مردى دروغ‌گو است از خاندان عملاقه كه در مثل آورده مىشود براى كسانى كه به وعده خود وفا نداشته‌اند .

عصيده‌ى :

آرد گندم كه با روغن آميخته شده و سپس آن را بپزند ( ج : عصائد ) ( ذ ) : بتابه ، گونه‌اى حلوا ( منتهى الارب ) ، سبوسا يعنى خزيره باشد چون گوشت در آن نيست ( بحر الجواهر ) ، حلواى خرما ، كاچى ، كاچيك ، خوش نرم ، كوله ، لفيته ، عفيته ( اقرب الموارد )

عقب :

Heel
استخوان پاشنه پا بخش پشتى قدم و بزرگترين استخوان آن ، « رجع على عقبه » چرخيد و براهى كه آمده بود برگشت » . در نزد ورزشكاران چرخش در جا ، بطور كامل