صفاق :
peritoneum
پرده زير پوست شكم ( ج : صفق ) پردهاى ميان پوست و رودهها ، كه از يك لايهى چربى كلفت تشكيل مىشود
صلب :
Back bone ; spine ; vertebral column
تيرهى پشت ، زير شانهها ، « صلب » خاندان . قرآن گويد
« يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
« 1 » آدمى از ميان تيرهى پشت و استخوانهاى سينه زير دو چنبره بيرون مىآيد .
صماخ :
Auditory meatus
كانال گوش ميان گوش بيرونى و پردهى گوش ، ( ج : أصمخه )
طابق :
Frying pan ; iron plate
( تابه ، تاوه ) صفحهاى آهنى يا سنگى يا گل خشك سفالى براى ساخت نان كه بدان نان تابهاى گويند . زير آن آتش مىافروزند هنگامى كه داغ شد خمير را روى آن پهن مىكنند كه مىپزد و نان مىگردد . در عراق به آن « صاج » گفته مىشود و در آن نان ، يا ماهى ، يا گوشت مىپزند . « طابق الحمام » سنگ برجسته و داغ درون گرمابه را گويند .
طباهجه :
گونهاى خوراك كه در عراق ( عروق ) تاوهاى نامند كه بمعنى كباب تاوهاى است .
( ذ ) : « تازى » شدهى تباهه ، است و آن گوشت خرد كرده و در روغن خوشبو سرخ كرده مىباشد ، گوشت بريان ، شامى كباب ، گوشت كوفتهى با پياز در روغن كنجد سرخ شده است . ( دهخدا )
طبرزد :
Sugar candy
در « مفيد العلوم » : نامى « تازى » شده براى گونهاى شكر سخت است كه با تبر تراشيده و شكسته مىشود . پيش از اينها در بازارهاى عراق گونهاى قند كلهاى به شكل مخروطى به اندازه يك فوت كه در كاغذى آبى رنگ بستهبندى شده ، فروخته مىشد . كه به آن قند كله مىگفتند با تبر به تكههاى كوچك ، خرد مىكردند . با چاى مىخوردند
هامش
( 1 ) . سوره طارق ( شمارهى 86 ) آيت 7