تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 611

مساهمون:

ص٦١١
( ذ ) : سبد جامه ، جامه‌دان به شكل جوال يا كدوى خشك ميان‌تهى جمع آن اسفاط ( آنندراج ) سبدى از شاخه‌هاى گياهان براى گنجانيدن لباس و ميوه و به آن تفت نيز مىگويند .

سفوف :

Powdr ; pulvis
هر داروى ساييده شده ، خمير ناشده كه از راه دهان به كار برده شود .

سلت :

Groats
گونه‌اى جو بىپوست همچون گندم كه در حجاز و سرزمين‌هاى پست مىرويد ( ذ ) : جو ترش ، جو برهنه ( الفاظ الادوية ) زابلىها جو گندم گويند كه دو گونه است برنگ سپيد و سرخ . ( تحفه حكيم ) أسلت : « اجدع » بينى بريده ، دست و انگشت بريده . سلتاء : زنى كه حنا بسته باشد .

سناسن :

Spinous processes
مفرد آن « سنسين يا سنسينه » تيزى مهره‌هاى پشت ، اين واژه بر همه‌ى مهره‌هاى پشت آورده شده ، دگرگون‌شده‌ى « سلسلة الظهر » زنجيره‌ى مهره‌هاى پشت است .

سنون :

Tooth powder ; dentifrice ; tooth brush
داروها و گردهاى ويژه‌ى مسواك زدن براى پاكيزه كردن دندان‌ها و درمان آن مىباشد . ( ذ ) : داروهاى آميخته كه بدان مسواك كنند و دندان‌ها را بدان مالند ( ذخيره خوارزمشاهى ) سويق : - ن . ك نمايه خوراكىها

سهيل :

Canapus star
ستاره‌اى است كه در راستاى جنوب آسمان آشكار شود . از ستاره‌هاى يمنى خوانده مىشود . در پايان تابستان و آغاز پاييز هويدا مىشود كه نويددهنده‌ى پايان خشكى و نباريدن و گرما ، و رسيدن ميوه‌هاست . در مثلى آمده « اذا طلع سهيل ، رفع كيل و وضع كيل ) : هنگامى كه ستاره‌ى سهيل هويدا شود اندازه‌هاى سنجش دگرگون مىشوند . - اين واژه براى جابجايى فرمان‌ها و گزيده‌ها نيز آورده مىشود .