تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩

زعر :

Thin haired
« زعر ، زعرا » موى او كاهش يافت تنك شد به‌گونه‌اى كه پوست زير مو آشكار گشت . مذكر « أذعر » مؤنث « زعراء » ، جمع آن : « زعر » . « أزعر » يا « زعرور » بداخلاق ، « زعر » رند و زيرك

زقّ :

ظرفى از پوست بز . پوست بز را بىآنكه بشكافند از گوشت تهى مىسازنند و پشم روى آن را مىسوزانند و مىكنند و آن را مىپيرايند . اگر براى شراب باشد ( زق ) خيك مى ، براى آب ( قربه ) ، خيك براى دوغ ( شكوه ) يا مشك دوغ ، براى عسل و شيره ( ظرف ) و براى روغن ( علبه ) و مشك گفته مىشود .

زنخ :

تغيير كردن بو و تباه شدن آن است .

زيت انفاق :

Oil extracted from green olive
واژه‌ى انفاق يونانى از ريشه‌ى أنفاكيون . زيت انفاق روغن زيتون نارس كه از افشره‌ى زيتون كال بدست مىآيد .

زيت ركابى :

روغن زيتون پاكيزه و ناب كه از سرزمين شام سوار بر شتر مىآوردند . سرزمين شام هم‌اكنون نيز بهترين ساخت روغن زيتون را داراست .

سبخ :

Brackish land ; sultish ground
در « معجم الوسط » چنين آمده است ، سرزمين كه شوره‌زار است و پاها در آن فرو مىرود . اين واژه را در خود نمك نيز مىآورند و جمع آن « سباخ » است « ارض السبخة » : زمين شوره‌زار كه گياهى در آن نمىرويد .

سحاءة :

در « مفيد العلوم » : تكه كاغذ ، « معجم الوسيط » پوشش مغز « سحاء » پوسته هر چيزى ، واحد آن « سحاة »