تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 608

مساهمون:

ص٦٠٨

رفاده‌ى :

Bandage ; compress
تكه پارچه‌اى كه زخم را با آن مىبندند . رفد : گروهى از مردم

ركوه‌ى :

ظرفى كوچك از پوست ( دلو كوچك ) كه با آن آب مىنوشند . ج : ركاء .

رهل :

Flabby ;
كسى كه داراى گوشتى جنبان و شل است و بىآنكه بيمارى در كار باشد . مؤنث آن « رهله » ، و « الرّهل »
Amniotic fluid
زردآبى است كه به همراه جنين هنگام زادن بيرون مىآيد .

روح :

Pneuma ; soul ; spirit
روح آدمى ، زندگانى ، مذكر و مؤنث است . مايه‌ى زيستن آفريده‌شدگان . روح در شيمى : بخش فرار ماده پس از تقطير مىباشد همچون روح شكوفه . روح در فلسفه : آنچه در برابر ماده قرار مىگيرد و با شناخت و رفتار آن را گزاره مىكنند . نوشابه‌هاى روحى : شراب‌هاى گوناگون و هرچه نوشابه‌ى الكلى باشد .

زبب :

Polytrichia ; polytrichosis
پرمويى و موى گيسووار . منظور نگارنده‌ى كتاب ، پرمويى مرد بويژه سينه‌ى او و با نام أزب مىآورد .

زرّ :

در « معجم الوسيط » زرّ - زرّا ، يورش بردن بر دشمن رازى اين واژه را براى پرخورانى كه بىاندازه و بىانديشه پرخورى مىكنند ، آورده است . به مانند يورش بردن به خوراك .

زعاق :

آب تلخ ، خوراك شور ، « ماء الزعاق » آب بسيار تلخ با وابستگى بالا و چون داراى نمك‌هاى كانى بسيار است توان نوشيدن آن نمىباشد ، اين‌گونه آب ، آب چاه‌هاى سطحى دور از رودخانه‌هاست . « طعام زعاق » خوراكى كه بسيار شور است .