تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
روى آتش و نيز . نام دارويى تصعيدشونده كه تند است و براى خورندگى گوشت زخم ( ذ ) : دارويى سمى از تركيب زرنيخ و جيوه و زنگار و آهك كه . گوشت‌هاى اضافى و باسور را از ميان مىبرد . به آن مرگ موش نيز مىگويند ( آنندراج ) رائب : - ن . ك نمايه خوراكىها رب : - ن . ك نمايه خوراكىها

رحم :

Uterus ; womb ; hystera
زهدان اندامى براى نگاهدارى تخم كه از پيوستن تخمك مادينه با اسپرماتوزوييد نرينه پديد مىآيد . اين تخم در زهدان پرورش مىيابد و تكثير مىشود تا آن كه رويانى كامل شود . در آدميان ، پس از نه ماه نوزادى مىگردد كه زهدان در هنگام زادن ، رويان را به بيرون از خود مىفرستد . اندازه‌ى درازاى زهدان در حالت ناباردارى هفت تا هشت سانتيمتر و پهناى آن پنج سانتيمتر است . رخبين : - ن . ك نمايه خوراكىها

رطليّه :

ظرفى مسين به شكل قاروره بزرگ ، گلابى شكل داراى شكمى بزرگ و گردنى دراز با زنجيره‌اى آن را به سقف آويزان مىكند كه مبادا مورچه و حشرات ديگر بدان دسترسى پيدا كنند اين ظرف براى نگهدارى عسل يا شيره يا روغن زيتون و جز آن به كار مىرود و به اندازه‌ى يك رطل است ازاين‌رو به آن رطليه گويند . در شهر موصل به همين منظور به كار مىرفته و به همين نام نيز گفته مىشود .

رعاد :

Benumbing ; torpedo ; thunder
در « معجم الوسيط » آمده است « ترعّد و ارتعد » : از چاقى و سستى لرزان و جنبان شد . « ترعد الشئ » : لرزش به چيزى افتاد « بيض الرعاده » كه نگارنده‌ى كتاب آورده است ، تخم مرغ نيمه آب‌پز شده كه نيمبرشت نيز بدان مىگويند .

رغيب البطن :

Paunch ; potbellied
شكم گنده كنايتى نيز به پرخورى دارد . « رغب رغبا » گسترده و بزرگ شد
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 607 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى