تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤

حبل الذارع :

Brachial cord
شاخه از رگ قيفال روى زند بالايى نزديك انگشت شست
« Thumb »
است كه از آن خون گرفته مىشود . ( ذ ) : سياه‌رگى كه از بخش درونى ساعد به سوى بالا رفته و سپس از بخش بيرونى ساعد ادامه پيدا مىكند ( معجم الوسيط )

حجل ( حجلانا ) :

Jumping
يك پا راه رفتن ( لىلى كردن ) . « يحجل فى مشيته » با خودپسندى راه رفتن و « حجله » بوميان موصل ( عراق ) بر دستگاهى سه چرخه به كار مىبرند كه كمك‌كننده‌ى كودك در يادگيرى راه رفتن است .

حلق :

Pharyn ; throat
جايگاه فرورفتن خوراك و آشاميدنى به مرى است . ج : أحلق و حلوق و حلق . در « مفيد العلوم » جايگاه دو شاهراه خوراكىها و تنفس ، در پايانه‌ى دهان ، پشت زبان كوچك است . مردم آن را تنها درباره‌ى دهان به كار مىبرند . واژه‌شناسان آن را بر گروهى از حرف‌هاى الفبا مىآورند كه از ته دهان آورده مىشود و به آن « حروف حلق » گويند كه : همزه ، ه ، ع ، غ ، ح ، خ است .

حق الورك :

Acetabulum
فرورفتگى درون استخوان تهيگاه كه سر استخوان ران ( رمانة الفخذ ) بدرون آن مىرود . بند استخوان ران و تهيگاه است .

حقو :

Loin
( ذ ) : مهره‌ى سوم از پنج مهره كمر است كه به تازى آن را قطن گويند و نيز حقو گويند . ( ذخيره خوارزمشاهى ) بالاى تهيگاه ، گودى كمر و نيز كنايه از پناه بردن است نيز جاى بستن إزار ( لنگ ، دامن ) زنها است .

حمأ :

Putrid mud
گل سياه بدبو از بسيارى آب بدرنگ و بدمزه‌اى در آن . خداوند در قرآن آورده است
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 604 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى