تعجّر :
در « معجم الوسيط » آمده « تعجّر بطنه » ؛ گوشت شكم او از فربگى روى هم افتاد . در شهر موصل ( عراق ) ، نام « عجور » را بر ميوهها و سبزىها و خربزه و بويژه زردشدهى آن مىگذارند كه پوست آن پژمرده و چروكيده و از ريخت افتاده است .
تنخّع :
To discharge nasal matter Thtough the throat with audible sound
آب دهان خود را تف كرد . « نخاعه » آب دهان و بلغم بيرون انداخته از گلو را گويند .
توئه :
prostate
پزشكان نام پروستات را بدان مىدهند غدهاى در پايهى نرينه و چسبيده به آن است ، داراى اندازهاى كوچك در كودكان بوده هرچه بزرگتر شوند بزرگتر شود و چون به بلوغ آيند از آن آب نرينه مىتراود .
ثجير :
تفاله هر چيز همچون انگور و جز آنكه فشرده شود . و پسماندهى انگور را گويند .
« سجره » ميانهى هر چيز را گويند .
ثدى :
Breast
پستان ، غدهاى بزرگ براى ساختن شير است كه همراه با تودهاى چربى مىباشد هر پستان از چندين غدهى جداگانه از يكديگر ميان 10 تا 20 غده تشكيل شده است هر كدام آنها پارهاى ( پرهاى ) است به مانند يك غدهى خوشهاى كه به كيسههاى كوچكى تقسيم شده و هركدام آنها داراى كانالى براى تهى كردن شير مىباشد . همهى كانالها بسوى نوك پستان مىآيند . نوك پستان نزديك به بيست دهانه دارد . پستان به جز اينها داراى سرخرگها و سياهرگها و پىها و برخى غدد لنفاوى است .
ثرب :
Omentum ; peritoneum
پرده و نيام چربى است كه اندامهاى درونى شكم و رودهها فرامىگيرد مردم به آن « إزار » گويند . ج : « ثروب » در پزشكى به آن پريتون گويند . بغدادىها به تخمها ماهى « ثرب » گويند .