چشمگيرى دست يابد . او اميد زندگانى مردم ساده شد و چراغ خانهى بزرگان و اميران كشورى گشت ، بگونهاى كه بر نزديك كردن و جلب دوستى او گوى سبقت را از همديگر مىربودند . از همه بيشتر امير بو صالح منصور پور اسحاق پور احمد سامانى استاندار شهر رى در روزگار 290 - 296 ه . ق به او نزديك شد و وى را وادار به نگارش كتابى با زبان ساده ، كه دربرگيرندهى همه گوشههاى دانش پزشكى باشد ، و خواندن آن براى خواننده دشوارى ببار نياورد . پس او كتابى را نگاشت و آن را « منصورى » « 1 » ناميد .
پس از گذر چندين سال و در رى ماندن ، از او خواسته شد كه بر ساخت بيمارستانى در بغداد نظارت كند و وى پاسخ مثبتى به اين دعوت داد و به آنجا رفت . و هنگامى كه مىخواست جايى را براى ساخت بيمارستان برگزيند ، دستور داد گوسفندى را سر ببرند و لاشهى آن را در چهار گوشهى بغداد آويزان كنند و پس از يك روز ببينند كدام تكه گوشت ديرتر تباه شده است تا آنجا را ، جايگاهى شايسته براى ساخت بيمارستان برگزيند « 2 » . اينچنين بود ساختمان بيمارستان بغداد به پايان رسيد و دستگاههاى مدرن آن روز و هرچه نياز از بستر و لوازم و دارو بود براى آن فراهم آورده باشد و در پايان رازى را براى سرپرستى و رياست پزشكان آن برگزيدند .
رازى ، بزرگ روزگار خود شد و همان گونه كه ابن خلكان گفت : او يگانه روزگار و يكهتاز دوران خود بود . همان گونه كه ابن نديم وى را گزاره كرد : آوازهى او همه گيتى را فراگرفت و گروههاى بيماران از هركجا بار سفر بسته و بسوى او به راه مىافتادند . او با ايشان نرمخويى مىكرد و به ايشان توجه مىنمود و تلاش فراوان در راستاى درمان آنها مىكرد و براى بهبودى ايشان دست بهر كارى مىزد . او بسيار خوشبرخورد و مهربان او نه تنها با بزرگان بلكه با تهيدستان نيز چنين بود و ايشان را رايگان « 3 » درمان مىكرد . و براى خدمت و بهبودى بيمار رو به مرگ شبزندهدارىها مىنمود .
او در آموزش و فراگرفتن پيچيدهگىهاى اين رشته براى همكاران پزشك خود خيلى آزمند بود و در اينباره مىگفت : [ . . . پزشكان بىسواد و الگوبردار و تازهكارى كه تجربه
هامش
( 1 ) . « منصورى فى الطب » همين كتابى است كه اكنون برگردان آن در دسترس شما ايران فرهنگ دوستان ايرانى گذاشته شده است .
( 2 ) . « منهج البحث العلمى عند العرب » - د . جلال محمد موسى
( 3 ) . « عيون الانباء » ج 1 ص . 118 ابن ابى اصيبعه