رازى كودك ، از اين شهر تأثير شگرفى گرفت و هوش و نبوغ و بلندپروازىهايش ، او را بسوى آموزش رشتهها گوناگون كشانيد . بخشهايى از دانش خردگرايى و فلسفه و ادبيات عرب و شعر را در دورهى كودكى و نوجوانى فراگرفت و در آن روزگار شيفته موسيقى شد و به يادگيرى عود پرداخت و توانايى آواز خواندن را در خويش ديد و به آوازخوانى دست يازيد « 1 »
چون اندكى پا به جوانى گذاشت و هنگامى كه پشت لب او سبز شد ، دريافت گرايش به آموزش دانش شيمى و اكسير دارد و اين كشش از ديدن آزمودههاى بزرگان و آموزگاران اين دانش بود كه او را شيفتهى اين دانش كرد .
او بيشتر وقت خود را براى كارهاى علمى و نظرى كنار گذاشته بود و در اين راه به آزمودن ، آزمودههايى براى تحقق آرمانهاى علمى خود دست زد ولى بخارهاى برخاسته از تركيب كنشهاى شيميايى پديدآمده از آميزهها و گرم كردن و جوشاندن برخى مواد ، به چشمان او آسيب رسانيد و گفته شده نزد پزشكى براى درمان رفت پس بهايى سنگين براى درمان ، از او خواست . اين داستان وى را به انديشيدن درباره آموزش پزشكى واداشت .
از همان روز كتابهاى پيشينيان ويژه اين دانش و هنر را بدست گرفت و به پزشكان روزگار خويش در شهر رى پيوست تا از چشمهى دانش پزشكى ايشان سيراب گردد « 2 » .
بغداد در آن هنگام شهرى بود كه در دورهى زرين خود مىزيست و كانون دانش و شناخت بود . آرزوى زيارت اين كعبه را همه دانشمندان و انديشمندان داشتند .
رازى بسيار از اين شهر شنيده بود و دل در گرو اين هوا گذاشت . از سويى ديگر چون ديد شهر رى براى هدفهاى عالى علمى او ، جايى ندارد تصميم گرفت كه به
هامش
( 1 ) . « ابو بكر رازى » - دكتر فائق فرات
( 2 ) . ابن ابى اصيبعه در ج 1 ص 309 « عيون الانباء » مىگويد : علت آموزش پزشكى رازى آن است كه روزى به بيمارستانى وارد مىشود كودكى را با دو صورت و يك سر مىبيند از پزشكان علت آن را مىپرسد كه به او پاسخ مىدهند و وى را شگفتزده مىكند او پيوسته پرسشهايى چند يكى پس از ديگرى مىكند و پاسخ مىشوند و به دلش مىچسبد تا اينكه خود را در راه آموزش هنر پزشكى مىگذارد .