بود . نوشيدن شراب نيز خوب است ولى كمپرس كردن چشم هر چند بار ، اشتباهى بزرگ است . زيرا با كمپرس نمودن گرم مىشود گزش سرما نيز بيشتر مىگردد . اگر در چنين حالتى كه گفتيم براى چشم آسيبى پديد آيد ، بخور جوشاندهى كاه گندم و يا مرزنگوش و بابونه و شويد هركدام به تنهايى يا همگى با هم براى چشم خوب است .
دارويى كارساز :
سنگى را داغ كنند در شراب انگور كهنه ( تازهى آن كاراترست ) بگذارند و بر روى چشم از آن شراب بپاشند و يا با بخار آن شراب ، چشم را بخور دهند و از كارهاى سودمند ديگر عطسه كردن مىباشد . چنانچه سرخى چشم پيدا شد به خونگيرى از رگ قيفال روى بيآورند سپس فرداى آن روز به گرمابه روند و به خوراكىهاى نيرومند و شراب ناب و خواب دراز روى آورند . اگر اندكى از سرخى ماند با كمپرس كردن بسيار و درمانهاى ديگر بجز رگ زدن درمان آن را دنبال نمايند . با روانكنندههاى نيرومند ، شكم را روان كنند .
خستگى و ماندگى و درمان آن :
اگر كسى دچار خستگى و ماندگى شود ، هنگام فرود آمدن ، ساعتى بيارآمد سپس به گرمابه رود و چنانچه به گرمابه دسترسى نداشت در آب كمى داغ فرورود تا پوست نرم و سرخ شود و پس از آن بدن را مالش آرامى دهد و روى بندها را روغن بمالد .
سپس در زمستان با روغنى كه در آن شويد و بابونه پخته شده ، بندها را بمالد و در تابستان اين كار با روغن بنفشه انجام دهد و بيآرامد و به خوابى دراز برود و بستر و پوشش خود را بيفزايد تا آن كه از خواب بيدار شود و دوباره مالش و آبتنى و روغنمالى را انجام دهد تا به خوى گذشته خود برسد .
آمادهسازى تن و گزينش خوراك در گردشگرى :
بهتر است كسى كه در انديشه سفرى دراز است ، پيش از آغاز سفر به رگ زدن و روان كردن رو بيآورد . به ويژه اگر مدتها سفر نكرده باشد . چنانچه با تن ناپاكيزه سفر كند ، دشوار بتواند از برخى تبها رهايى يابد و هرچند از آن رهايى يابد چون پوستى