اگر گنديده شدن تا استخوان رسيد به دو كار نياز مىباشد يا استخوان را مىخارانند ( پوست آن را مىكنند و خراش مىدهند ) و يا بخشى از آن را با اره مىبرند و بيرون مىاندازند و يا همهى استخوان را تا بند جدا كنند . سخن در اين جا بيرون از هدف كتاب ماست . زيرا بيم آن مىرود كه بدست كسانى بيفتد كه اهل فن نباشند ، اين امر نيازمند درمانگرى انديشمند و تيزبين مىباشد .
كورى چشم از يخزدگى ( قمر ) « 1 » :
كسى كه ترس برفكورى دارد بايد پوشش و دستار خود را سياه برگزيند و زير گونهها را با پارچهاى سياه بپوشاند تا نگاه او بر آن پارچه سياه بيفتد . همچنين بدست خود پارچهاى سياه بگيرد و نگاه خود را پيوسته بر آن بيندازد . همچنين بايد هرچه در پيرامون خود دارد را به رنگ سياه درآورد . از چيزهاى بسيار سودمند بستن چشم با پارچهاى سياه رنگ بافته شده از موى « 2 » دم چهارپايان سياه است كه تركان در هنگام سفر آن را مىبندند .
سوزش و دردى كه از سرما و باد سخت در چشم پديد مىآيد :
در چنين هنگامى ، سوزش و دردى جانكاه با سختى جنبيدن پلك و گاهى كلفت شدن آن پيش مىآيد و گاهى سرخى چشم نيز پيدا مىشود و همچنين مىتواند انگيزهى آماس بسيار سخت قرنيهى چشم نيز بشود . در اين هنگام با پوشاندن چشم و نگهدارى آن تا آنجا كه توان باشد در پاسدارى از آن بايد تلاش كرد . بايد همهى آن را بجز بخشى كه ناگزير براى ديدن است ، با دستارى پوشانيد و از باد تا آنجا كه مىشود كنارهگيرى نمود . چنانچه پوششى را كه سوراخى در برابر حدقه چشم دارد با روبانى به چشم بندد سودمند مىباشد و اگر آن پوشش بزرگتر باشد و همهى چهره را فراگيرد باز هم كاراتر و سودمندتر خواهد
هامش
( 1 ) . قمر : ن . ك ، نمايه واژگان
( 2 ) . اين پارچه ، پوشش رو است كه بافتى تورى ، و چهارگوش با اندازههاى 40 - 30 سانتىمترى دارد ، گرانترين آن از موى دم اسب و برخى از دم الاغ كه بسيار زيبا و سنگين است ، و ارزانترين آن از موى دم بز است . زنان عراقى تا دههى سوم سدهى بيستم آن را براى پوشش روى خود به كار مىبردند .