تخطي إلى المحتوى الرئيسي

منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
بخورند و يا تلخان شكر را با آب بسيار سرد بنوشند و از خوردن شورى و شيرينى و تندى و ماهى به ويژه تازه و نمكسود و در سركه خوابانده‌ى آن بپرهيزند . همه‌ى ماهىها تشنگىزا هستند . آبكامه‌ها و ترشىها و شورى ، و به ويژه تلخى ، كبر و زيتون ، تشنگىآورند ولى پياز در سركه پرورده و جز آن از ترشىها كه تشنگى را فرومىنشانند . بهتر است ، شتابان نرود بلكه با نرمى راه را بپيمايد . اگر شتابان برود نفس كشيدن تند و پيوسته و بزرگ مىشود و اين كاراترين انگيزه براى برانگيختگى تشنگى مىباشد . پرگويى نكند كه اين نيز تشنگىزا مىشود . چنانچه ناچار به پرگويى باشد بايد آوايش را تا آنجا كه مىتواند ، آرام نمايد چون صداى بلند ، حرارت و تشنگى را بسيار بالا مىبرد . چيزهايى كه تشنگى را فرومىنشاند و مدتى دراز آن را دور مىكند . ماست ترش ، خرفه ، كاهو ، كدو ، خيار ، خربزه‌اى كه شيرين نباشد و گلابى پرآب و با اندكى گسى و با شيرين كم و انار و سيب و مانند آنها از ميوه‌هاى ترش و ترنج ترش و غوره و ريواس و آلو مىباشند ، اينها خوردنىهايى هستند كه اگر پيش از حركت خورده شوند ، تشنگى را فرومىنشانند . از چيزهايى كه در دهان نگهداشته و در هنگام پيمودن راه آن را بجوند ، تشنگى را دور مىكند ، مانند آلوى خشك ترش كه دانه‌دانه جويده شود . تمر هندى و دانه‌ى انار ترش و يا ماست كيسه‌اى ( مصل ) « 1 » اندك‌اندك درون دهان گذاشته تا آب شود ولى دوغ ترش و همچنين سماق براى اين كار خوب نيستند .

همچنين از كارهاى سودمند ديگر :

نگهداشتن يك تكه بلور يا صدف يا نقره‌ى ناب ، درخشان در دهان و بستن دو لب و تا آنجا كه توان باشد نفس كشيدن از راه دهان و هر چند ساعت به ساعت بو كشيدن گل‌ها و سبزىها و به كار بردن روغن‌هاى سردىزا است . پوشاندن شكم با سبزيجات سردىآور يا با سرشته‌اى كه در « سموم » گفته شد ، روى تن ماليد . اگر در آب زاج سياه ( قليا ) باشد و آن با سركه آميخته شود ، اندكى از آن براى فروكش كردن تشنگى بسيار كارا مىباشد آرامش‌دهنده‌ى تشنگى و دوركننده‌ى زيانهاى آن است .

قرصى كه حرارت و تشنگى را فرومىنشاند :

و در تب‌هاى سخت و سوزان سود همگانى
هامش
( 1 ) . مصل : ماست كيسه ، لور ، آب پنير ، خميرى از آرد جو و شير ترش شده ، كشك - ن . ك نمايه خوراكىها
منصوري في الطب ( فارسى ) — صفحة 330 | محمد بن زكريا الرازي / حازم بكرى صديقى