پرهيز از زهرها « 1 » و درمان پيامدهاى آسيبى آن :
كسى كه ناگزير از پيادهروى در آفتاب است ، شايسته است ، خوراكى ميانه از چربى بخورد و در نوشيدن آب زيادهروى نكند و با دستارى سر را بپوشاند هرچند ( آفتاب ) آزارى به دو نرساند ، آن را با بردبارى بپذيرد . و اگر در راه خود با بادهايى روبرو شد تا آنجا كه مىتواند از آن گوشهگيرى نمايد و هر ساعت آب را در دهان بچرخاند و از آن نياشامد مگر آن كه خنك باشد . چنانچه آزار آن ( باد ) بسيار شد بايد سر را بدرون لباسها فروكند و از باد كنارهگيرى نمايد و روغن كدو شيرين و روغن را بادام بسيار بو كشد . سينه و شكم را با لعاب تخم اسفرزه يا افشرهى خرفه كه با روغن تخم كدو و سپيدهى تخممرغ زده شده بمالد . و چنانچه ساقهى خرفه را به همراه داشته باشد ، اندك اندك آن را بمكد كه سود آن بسيار است . به ويژه پختهى آن را با ماست و روغن پيش از حركت فراوان بخورد اگر ماست آبكى نبود ، ماست سفت و كيسهاى و روغن روى آن بريزد چون اين خوراك دوركنندهى زيان زهرها ( پرتوهاى خورشيد ) و از ميان برندهى تشنگى مىباشد . چنانچه پيش از حركت روغن تخم كدو بخورد كه دوركنندهى آسيب زهرها خواهد بود . همچنين از خوراكىهايى كه دوركننده اين زيانهاست ؛ خوردن پياز خرد شده و يك شبانهروز در ماست خيسانده و سپس نوشيدن همان ماست مىباشد . وى در زمان خوردن ( پياز و ماست ) نبايد آبى بر آن بنوشد . بلكه بايد جرعهجرعه در دهان آب را بچرخاند و اندكى از آن قورت دهد سپس بر آن خوراكى سردىزا به اندازهاى كه بتواند بخورد . پس از آن اندكاندك آب بنوشد . وى بدينگونه از تشنگى كشنده بدور مىشود .
فرونشاندن تشنگى و دور كردن زيان آن :
كسانى كه نگران تشنگى در راه هستند ، بهتر است همه جيرهى روزانهى خوراك خود را پيش از سفر نخورند بلكه اندكى سبزىهاى سرد و سردىزاهاى ترش ( ترشى )
هامش
( 1 ) . سموم : زهرها ، در دستنوشته « اوق » تيتر آن ( پرهيز از آفتاب ) آمده كه بر خلاف دستنوشتههاى ديگر است و در پيوست آن نيز آورده كه « هركس ناگزير از پيمودن راه دراز در آفتاب » پافشارى ويژهاى در گذاشتن واژه « شمس » بجاى واژه « سموم » در هر كجاى اين بخش مىباشد .