هنگام گرماى سخت با تهى بودن شكمبه از خوراك در تنهاى نزار بيشتر و در فربگان كمتر ديده مىشود . تن فربه توانايى سود بردن از اين حالت را نيز دارد .
ما گفتهايم هدف ما در نگارش اين كتاب پژوهش و بررسى باريكبينانه نيست بلكه بررسى مسائل همهگيرتر و ناويژه مىباشد . در عادت داشتن به هر چيز سهمى بزرگ نهفته است ازاينرو تن خو گرفته به گرما و سرما و خستگى و گرسنگى و جز آن نيرومندتر و بردبارتر بر آنهاست و كمتر رنجى مىبيند تا كسى كه به آنها خو نگرفته باشد . چنانچه كسى پس از راه رفتن بايستد ، بايد استراحت كوتاهى نمايد ، سپس با آب ولرم تازه و گوارا خود را بشويد و پس از آن ميوه و خوراكىهاى سردى ، و ترىزا بخورد در جايگاه وزيدن نسيم بخوابد و از نزديكى كردن دورى نمايد . اگر سردردى داشت با گلاب و روغن گل سرخ و سركهى نارس ( خل خمر ) درمان نمايد ، شستشوى با آب را افزايش دهد ، خواست خود را بسوى خوراكىهاى سرد ترىزا بيشتر كند و روغن بنفشه يا روغن تخم كدو و يا روغن خلاف بو كند . چنانچه تبى پديد آيد از ادامه راه بايستد تا آن كه بيمارى پيش آمده بهبودى يابد . اگر درمان انجام نگرفت از گردشگرى باز ايستد و از تابش خورشيد خود را بيشتر دور نگاه دارد و پيش از حركت چيزهاى نيروزا و فرونشانندهى حرارت همچون تلخان جو با شكر و آب سرد يا لعاب تخم اسفرزه و شربت گلاب و آبجو بخورد . هنگام ايستادن از حركت در صورتى كه تب نداشته باشد خوراكىهاى سرد و ميوه و شير تناول كند ولى اگر تب داشته باشد ، به شير و كره و آغوز گوسفند ( لبأ ) « 1 » روى آورد و ماست مگر ترش آن را نخورد . ماست ترش و قرهقورت در اين حالت زيانآور نمىباشد . اگر تب ادامه يافت سخن گفتن در درمان آن بيرون از هدف نگارش اين بخش كتاب خواهد بود و به پزشكى نياز دارد كه او را ببيند و زير نظر گيرد و چاره بيمارى او را همان گونه كه در بخش درمان تبها خواهيم گفت در روش درمانى خود بگنجاند . ما آن را در جاى خود با خواست خداوند خواهيم آورد .
هامش
( 1 ) . لبأ : ن . ك نمايه واژگان