تبهاى بسيار بالا داده نمىشود و براى كسانى كه دچار سردرد و قولنج و بيمارىهاى سردند زيانبار است .
تاثيرگذارى گونههاى مختلف شير ( از نظر تركيب مواد درونشان ) با هم بسيار متفاوت مىباشد و اين تفاوت بر پايهى گونهى جاندار و سن و چراگاه و نزديك بودن زايمانش مىباشد .
شير گاو از ديگر شيرها با بستگى بيشتر و سازگارتر و براى كسى است كه مىخواهد تنى شاداب داشته باشد .
شير الاغ ( أتن ) « 1 » آبكىتر و آن را در بيمارىهاى شش مىنوشانند .
شير ميش پسماندهى بسيار بجا مىگذارد .
شير شتر در دردهاى جگر و تباهى آميزه داده مىشود .
شير جانداران جوان و پرجنبش در چراگاه و خورندهى علفهاى خوب و با زايمان نزديك به ميانه بهتر است . ديگر گونهها ز آنسوى اينها است .
ماست ( ترش - رائب « 2 » ) :
كه از ماست گرفته مىشود . سردتر از شير و فرونشانندهى گرماى تن است . و شايسته است پيش از خوراك در روز خستگى و رنجورى خورده شود .
ماست ( شيرين - مخيض « 2 » ) :
بسيار سردتر از ماست معمولى و براى تبداران و شكمبه گرم ، خوب مىباشد و براى پى و بيمارىهاى سرد ، بد و كمتر از ماست بادآورست .
شير بىچربى ( مخيض )
: براى راندن پسمانده زردآبى ، خوب است و همچنين گرم و براى فرسودگى تن و سستى آن خوب مىباشد بهترين گونهى آن جوشيده شده و كرهى جدا شدهى آن است . تكهاى آهن داغ در شير قرار داده مىشود تا كمى نيز بستگى آن بيشتر شود اينگونه شير براى راندن پسماندهى زردآبى و زخمهاى رودهاى خوب است .
آب پنير :
روانكنندهى زردآب است و براى گال و جوش و شيرينه و سوزههاى سر و
هامش
( 1 ) . أتن : ن . ك نمايه جانوران . مفرد آن ( اتان ) ماده الاغ
( 2 ) . لبن الرائب و لبن المخيض : ن . ك « رائب » نمايه خوراكىها