بيمارى زردى « 1 » سودمند مىباشد . براى كسى كه شراب ناب او را رنجور كند ، بسيار خوب است .
كره :
براى زبرى گلو و قوبا خوب است و براى سوزههاى خشك و زبر سر خوب است ، اگر با آن سر را مالش دهند ، درمان مىگردند . خورده شدهى آن ، در دهانهى شكمبه شناور مىماند .
چربى ( سرشير ) :
اگر بهگونهى ماليدنى به كار رود ، چربكننده شكمبه و نرمكننده سفتىهاست . براى جاى نيش مارها و زهرهاى گرم و تند سودمند است . پيوستهخوارى آن بيمارىهاى بلغمى را برمىانگيزاند . سرشير نيرومندتر و با ارزش خوراكى بالاتر از ديگر چربىهاست .
پنير :
پنير تازه ، سرد و سنگين و افزايشگر گوشت و فرونشانندهى گرماى بالاى شكمبه است . براى سردآميزهها خوب نيست . كهنهى آن به اندازهى كهنگى آن اثر متفاوت دارد . گونهى تند آن گرمازا ، داغكننده ، تشنگىآور و با ارزش خوراكى پايين مىباشد جز آنكه نيروبخش دهانه شكمبه است . اگر چند لقمهاى پس از خوراك خورده شود . موجب ترشى ( بشم ) « 2 » مىشود ، ولى سنگينى كه در اثر ماندن خوراكىهاى شيرين و چرب در دهانهى شكمبه ايجاد شده را از ميان مىبرد . بهتر است كهنه و نو آن كنار گذاشته شود . همچنين اگر شير با بستگى بالا ، همواره نوشيده شود ، سنگ گرده پديد مىآورد .
لور ( پنير نيمبند ) :
سنگين و اشتهاآور نه به مانند پنير است . تشنگىآور نيست . چربتر از پنير و شير است .
ماست كيسهاى ( مصل ) :
خيلى سرد و فرونشانندهى تشنگى و زردآب و براى پىها و بيمارىهاى سرد بد است .
دوغ ترش ( رخبين ) :
نسبت به ماست كيسهاى زيان كمترى به پىها مىرساند .
ارزش خوراكىهاى ساخته از ماهى :
ماهى تازه سرد و نمور مىباشد . ولى همهى گونههاى آن سختگوار و مدت
هامش
( 1 ) . يرقان : ن . ك نمايه بيمارىها
( 2 ) . بشم : ن . ك نمايه واژگان