بيست و پنج سال كه گذشت رو به تنزّل مىكند و ناچار بايد منقى از خارج باشد و آن به استعمال مسهلات است يا حركت .
امّا استعمال مسهلات قطع نظر از اينكه خود بنفسها صدمه مىزند ، چون منافى طبع است ، اوّلا مضعف است و جبران ضعف آن به زودى مشكل به استعمال مقوى است . پس راجع به اوّل مىشود ؛ چنانچه غالبا همين نحو مشاهده شده ؛ و ثانيا واضح است كه مسهل تا جهت سمّيّتى در آن نباشد ، مسهل نخواهد بود و همان جهت سمّيّت موجب حدوث مرض ديگر ، بلكه امراض ديگر مضعفتر خواهد بود ؛ و به اين واسطه متقدمين از محققين اطبا استعمال مسهلات نمىكردند ، الّا نادرا تا چقدر حاجت شديد شود ؛ و تصريح كردهاند كه « اقوى الأسباب في دفعها الحركه » . قوىترين اسباب در دفع آن فضلات حركت است و جهت آن معلوم است كه به واسطه حركت حرارت در اعضاى ظاهره و باطنه پيدا مىشود و آن حرارت به منزلهء حرارت غريزيه است كه در اطفال و جوانان قوّت دارد و رافع آن فضلات اين حركت قايم مقام آن است و به تحليل مىبرد فضلات را ، أصل حرارت بنفسها اين منفعت بر أو مترتّب است ؛ جهت آنكه به خوردن ترياك يا كشيدن آن يا استعمال جوهر كنهكنه ، چه خوردن ، چه ماليدن ، مسكن اوجاعى است كه از رياح حاصل باشد كه به واسطهء همين است كه سدّ مسامّ بدن مىشود و حرارت در بدن كأنّه محبوس مىشود و به واسطهء شدّت حرارت رياح به تحليل مىرود تمام اقسام قولنج كه از رياح باشد و رياح ديگر در هر عضوى از اعضا كه باشد كه از مسخّن قوى به آن عضو بستى ، به واسطهء زيادتى سخونت آن ريح به تحليل مىرود ؛ و همين است سبب اينكه از ادويه حضرات فرنگىمآبها مشمع است كه مىاندازند بر موضع درد و به قسمى تسخين مىكند كه بسا به سوزش مىآورد و بسا هست كه مجروح مىكند محل
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: يوسف بيگ باباپور
ص١١٠