تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩

فصل اوّل در بيان لزوم حركت و تدبير آن

عرضه مىدارم كه تمام طبّ مندرج است در دو چيز : اوّل تنقيه ، دويم تقويت ؛ و اين اختصاص به طبّ بدن ندارد ، بلكه طبّ حقيقت در دو چيز است : تولّا و تبرّا ؛ و طبّ طريقت در دو چيز : تخليه و تحليه ؛ طبّ شريعت در دو چيز : ترك محرّمات و اتيان به واجبات ؛ و چنان‌چه تبرّا بر تولّا مقدّم است ، لا إله الا اللّه و تخليه بر تحليه مقدّم و ترك محرّمات بر اتيان واجبات مقدّم ، تنقيه هم بر تقويت مقدم است ؛ از اين جهت عليل را تا تنقيه نكنى و خلط فاسد را دفع نكنى ، تقويت ثمر ندارد و خوردن ادويهء معطر و اغذيهء مقوّيه با امتلا ، اگر مزيد علت نشو ، مثمر هيچ ثمرى نيست ؛ بلكه غالبا مزيد علّت است . پس بايد اوّلا در مقام تنقيه كه پاكيزه نمودن محال اغذيه و موارد هضم باشد ، از آنچه مانع است از اثقال اغذيهء غير منهضمه با اجتماع اخلاط فاسده ؛ و واضح و روشن است كه به واسطهء تناول اغذيه و هضم آن به مراتب آن فضول و اثقال لا بدّ باقى مىماند در محل هضم و به تدريج مجتمع مىشود و اجتماع آن فضول موجب حدوث امراض است ؛ و گمان ندارم كه اين مطلب محتاج به شرح باشد . پس بايد دافع و رافعى از براى آن فضول باشد و أو اوّلا قوهء مزاج و بنيه و كثرت حرارت غريزيه است و آن در سن طفوليت و شباب مىباشد . اگر بالفطرت و ضعيف و عليل نباشد و كمال قوّت مزاج و حرارت غريزيه در سابق از ازمنه‌اى كه امزجهء قويّه بوده و اسباب ضعف مزاج كم بوده ، نهايت آن تا سى سال بوده ، از سى كه گذشت ، رو به نزول بوده و در اين ازمنه به واسطهء وفور عوارض خارجه و تراكم اسباب مضعفه از نموم و غموم و واردات هركسى برحسب حالت خود ، از