تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
آن بروز كند ، و ليكن تضعيف مزاج مىكند ، بنيه را از دست مىبرد ، نه تنقيه مىكند ، و نه تقويت . اين عرض را از اين اضعف مخلص ناصح خالى از غرض بشنوند ، البته اشتغال به اين شغل در ناشتا حاصل نموده و آنچه در آن دخيل است كه شأن حقير نيست عرض آن ، اوّلا همان جودت دهن مبارك كافيست در ورك ، و ثانيا ارباب خبرهء اين شغل در خدمت آن صاحب‌اختيار حاضرند ، از حقير بهتر مىدانند . بايد بر وجه كمال محل را منظّف و معدّ از براى اين كار نمايند و مشغول شوند و روز به روز زياد كرده ، هرچه عرق بيايد انفع است ؛ و بدانند كه اوّلا تا مدّت زمانى عرق درست نمىآيد ، چون خلط منجمد است و شايد في الجمله اختلاف و اغتشاشى در حالت پيدا شود ، چون تحريك خلط مىشود ، و ليكن خوب مىشود . نهايت در اوايل امر اكثار نكنند و متعبد به آمدن عرق نباشند . بسا هست اساتيد اين كار اصرار كنند كه بايد اكثار شود تا عرق زياد بيايد ، اشتباه است . نظرشان به حالات و قوى و بنيهء خودشان است . بايد به تدريج خلط تحليل برود تا صدمه نزند و كسالت و خستگى نياورد . بعد از فراغ از اين حركت ، قطيفه‌اى بر سر مبارك انداخته ، بر روى تشك تشريف فرما شده ، نشسته در همان محل ، البته در آن حالت مبادا بيرون تشريف بياورند و كسى كه صاحب سررشته باشد ، چون مالش دادن كار مشكلى است و در هر عضوى يك نوع مالشى مطلوب است ، مباشر آن بايد دانا باشد و به ملايمت و تدريج تقريبا اقلا نيم ساعت بدن مباركش را مالش داده تا عرق خشك شده و بدن شريف از صدمه‌اى كه ديده بيرون آيد . بعد از آن لباس پوشيده و دو فنجان زيادتر چاى سفيد طبخ كرده رقيق باشد ، همين‌قدر عطر چاى داشته باشد ، يا گلاب نبات با گل گاو زبان گيلانى دم كرده ، يا اگر سينه‌خراشى داشته باشد آب گرم و روغن بادام به قدر يك مثقال ، يا بهدانه با أو خوب جوشانيده ميل فرمايند . ديگر خود آن
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 113 | يوسف بيگ باباپور / جمعى از نويسندگان / بيگ بابا پور