را ؛ امّا آن درد تسكين مىكند . لا محاله در آن وقت نهايت اگر مادّه شديد است ، باز بعد از زمانى عود مىكند .
مجملا اين عريضه را گنجايش شرح اين مطلب نيست . حسن امر اين است كه آن صاحب اختيار مجرّد اشاره التفات مطلب سراپا حاصل مىنمايند .
خلّص عرض اين است كه حركت سبب حدوث حرارت است و حرارت سبب دفع خلط و رياح منبعثه از آن است . بدون اينكه تضعيف نمايد و تمام استفراغات چه قى و چه اسهال و چه حمام و غير از اينها كلّ مضعّف است .
بلى ، دلك و ماليدن بدن به نحو درست آن هم محدث حركت است ، و ليكن نه مثل حركت ؛ و اين حركت اقسام دارد : سوار شدن به اقسام سوارى ، پياده راه رفتن ، آب كشيدن ، و زمين كندن و نحو اينها هيچكدام مثل حركات كه در رياضتخانهها معهود است ، نيست . اوّلا در باقى حركات كلّ بدن حركت نمىكند ، به خلاف رياضات ، حتى ميل گرفتن كه از همهء آنها سهلتر و حركت آن كمتر است ، نحوى مىتوان گرفت و در نزد اهل معهود است كه تمام بدن حركت نمايد ؛ و ثانيا اغلب آن حركات مخصوص سوارى دير معرّق است و عمدتا منفعت حركت تعرق است كه رافع فضول است ؛ و ثالثا در آن حركات اگر چه معرّق باشد ، مضعّف است و بعد از آن خستگى زياد حاصل مىشود ، به خلاف رياضت معهوده كه بعد از فراغ از آن شخص كأنّه تازه مىشود ؛ چنانچه اين ضعف قريب به يك سال است كه في الجمله مراقبت به اين مرحله دارد ، با اينكه نه جاى درستى دارم و نه همكار مناسبى دارم ، خود تنها با يك معلم و نه اسباب أو را دارم ، مع ذلك منافع زياد از أو بردهام كه بر هيچ نوع از حركات نديده ، با اينكه همهء اقسام أو را مراقبت نمودهام كه شايد محتاج به اين فقره نشوم . چون از براى حقير با آن مشاغلى كه دارم و مختار كار خود نيستم ،
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى ) — صفحة 111
مساهمون: يوسف بيگ باباپور
ص١١١