تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
از گذشت [ ه ] ها ياد نموديم .

شنبه ، سلخ « 1 » [ رجب 1315 ه . ق . ]

سركار نواب و الا « دكتر حيدر ميرزا » ، امضا فرمان مهر لمعان « 2 » را گرفته و كارهاى راجع به اين مسئله را با « حضرت ايالت » به انجام رسانده ، به سلامتى عازم « دزفول » شدند . ديشب ، 4 رأس اسب و 2 چاتمه « 3 » تفنگ از اردو دزديده بودند . 2 اسب مال سواران « ياراحمدى » ، يكى مال « نصر الله بيك نايب » و يكى هم مال « بيرق‌دار » [ بود ] . تفصيل « قراولان » و « گزم [ ه ] « 4 » هاى اردو » ، در شب : نزديك غروب ، يك « وكيل » اسم شب از « خان فراشباشى » گرفته ، به قراولان چاتمه‌ها مىدهند . ساعت 3 از شب ، شيپور « قرق » مىكشند ، كه هركس اسم شب نداشته باشد و در ميان اردو عبور بكند ، قراول بگيرد . و بعد از ساعت 3 ، گزمه‌ها ، كه با يك نفر « وكيل » و چهار پنج نفر سرباز ديگر ، دور اردو تا صبح مىگردند . هروقت اين گزم [ ه ] ها ، نزديك به قراول‌هاى پاى چاتمه مىرسند ، قراول پاى چاتمه به صداى بلند مىگويد ( به زبان تركى ) : « گلن كيم » ، وكيل جواب مىگويد : « گزمه » . قراول مىگويد : « وكيل پيش گزمه‌هالت » ، و عوض « پيش » ، مىگويد « وكيل پيچ گزمه‌هات » . وكيل جلو مىرود [ و ] اسم شب [ را ] به قراول مىگويد [ و ] مىگذرد . تا صبح ، همين‌طور مىگردند . شب‌ها ، صداى عرّعرّ خرهاى سربازها ، كه در اردو هستند و « عوعو » سگ‌هاى « جريهء سادات » و « لح‌لح » عرب‌ها و « وق‌وق » شغال‌هاى بيابان نمىگذارد اهل اردو بخوابند . اين تفصيل حال شب اردو است . پيش از غروب ، دم در سراپرده ، « موزيك سلام » مىنوازند . غروب آفتاب و طلوع صبح هم « يك تير توپ سلام » مىاندازند . مؤذّن‌هاى متعدّد هم در اردو هست . « صبح » و « ظهر » و « مغرب » ، اذان مىگويند .
هامش
( 1 ) . آخر ، سىام . ( 2 ) . لمعان( Lama'an )، درخشش ، تابندگى . ( 3 ) . چاتمه( chatme )از واژه تركى چاتماق و جاتماقليغ ، به معناى به‌هم‌پيوستن گرفته شده است . وضع استقرار چند تفنگ بر روى زمين ، به اين صورت كه ته آنها را با كمى فاصله از هم به روى زمين قرار دهند و سر آنها را به‌هم تكيه بدهند تا به صورت مخروطى درآيد ؛ در اين‌جا به معناى واحد تفنگ است . ( 4 ) . گزمه( gazme )، پاسبان شب ، شبگرد ، عسس .