از گذشت [ ه ] ها ياد نموديم .
شنبه ، سلخ « 1 » [ رجب 1315 ه . ق . ]
سركار نواب و الا « دكتر حيدر ميرزا » ، امضا فرمان مهر لمعان « 2 » را گرفته و كارهاى راجع به اين مسئله را با « حضرت ايالت » به انجام رسانده ، به سلامتى عازم « دزفول » شدند .
ديشب ، 4 رأس اسب و 2 چاتمه « 3 » تفنگ از اردو دزديده بودند . 2 اسب مال سواران « ياراحمدى » ، يكى مال « نصر الله بيك نايب » و يكى هم مال « بيرقدار » [ بود ] .
تفصيل « قراولان » و « گزم [ ه ] « 4 » هاى اردو » ، در شب : نزديك غروب ، يك « وكيل » اسم شب از « خان فراشباشى » گرفته ، به قراولان چاتمهها مىدهند . ساعت 3 از شب ، شيپور « قرق » مىكشند ، كه هركس اسم شب نداشته باشد و در ميان اردو عبور بكند ، قراول بگيرد . و بعد از ساعت 3 ، گزمهها ، كه با يك نفر « وكيل » و چهار پنج نفر سرباز ديگر ، دور اردو تا صبح مىگردند .
هروقت اين گزم [ ه ] ها ، نزديك به قراولهاى پاى چاتمه مىرسند ، قراول پاى چاتمه به صداى بلند مىگويد ( به زبان تركى ) : « گلن كيم » ، وكيل جواب مىگويد :
« گزمه » . قراول مىگويد : « وكيل پيش گزمههالت » ، و عوض « پيش » ، مىگويد « وكيل پيچ گزمههات » . وكيل جلو مىرود [ و ] اسم شب [ را ] به قراول مىگويد [ و ] مىگذرد . تا صبح ، همينطور مىگردند .
شبها ، صداى عرّعرّ خرهاى سربازها ، كه در اردو هستند و « عوعو » سگهاى « جريهء سادات » و « لحلح » عربها و « وقوق » شغالهاى بيابان نمىگذارد اهل اردو بخوابند .
اين تفصيل حال شب اردو است .
پيش از غروب ، دم در سراپرده ، « موزيك سلام » مىنوازند . غروب آفتاب و طلوع صبح هم « يك تير توپ سلام » مىاندازند .
مؤذّنهاى متعدّد هم در اردو هست . « صبح » و « ظهر » و « مغرب » ، اذان مىگويند .
هامش
( 1 ) . آخر ، سىام .
( 2 ) . لمعان( Lama'an )، درخشش ، تابندگى .
( 3 ) . چاتمه( chatme )از واژه تركى چاتماق و جاتماقليغ ، به معناى بههمپيوستن گرفته شده است . وضع استقرار چند تفنگ بر روى زمين ، به اين صورت كه ته آنها را با كمى فاصله از هم به روى زمين قرار دهند و سر آنها را بههم تكيه بدهند تا به صورت مخروطى درآيد ؛ در اينجا به معناى واحد تفنگ است .
( 4 ) . گزمه( gazme )، پاسبان شب ، شبگرد ، عسس .