نگاه داشتن « مرغ » ، در سفر و حضر ، خيلى كار بافايده [ اى ] است .
از ديشب هم باران مىبارد . امروز هم باران خوبى آمد . گاهى به شدت ، گاهى آرام . الحمد للّه نم كامل به زمين افتاد ، كه مىشود « خيش » كرد . در « عربستان » معمول است [ كه ] « زرّاع « 1 » » ، بعد از آمدن همچو بارانها ، مشغول « خيش » و « زراعت » مىشوند .
چهارشنبه ، 27 [ رجب 1315 ه . ق . ]
صبح ، حضرت اجل « سردار اكرم » - مد ظله - تنها از جلو چادرهاى اجزا و فوج « فدوى » عبور فرمودند ، و به چادرها نگاه مىكردند . بعد از تماشا ، نفرى 5 قران به تمام سربازان حاضر فوج « فدوى » ، به رسم « انعام » ، مرحمت فرمودند . تقريبا 300 تومان انعام سربازان حاضر شد ، مأمورين كه به خارج رفتهاند .
پنجشنبه ، 28 [ رجب 1315 ه . ق . ]
بعد از مغرب ، در چادر نشسته بودم ، يك دفعه ديدم پردهء چادر بالا رفت [ و ] شخصى با چكمه و شلوار وارد [ شد ] و گفت از « تهران » مىآيم و با « حضرت ايالت » كار دارم و احكام آوردهام .
تعارف بهعمل آمد . بعد از چند دقيقه ، معلوم شد اين شخص محترم ، سركار نواب و الا « دكتر حيدر ميرزا » هستند و از آشنايان قديم مىباشند ، كه 8 سال قبل در « پاريس » همديگر را ديده بوديم .
از ورود سركار « شاهزاده » ، بىنهايت مسرور شده ، بشاشت غير منتظره و نعمت غير مترقبه ، براى من حاصل شد .
پس از تحقيقات ، سركار و الا فرمودند : از طرف دولت عليّه مأمور هستم كه با جناب « مسيو دومرگان » ، رئيس كومسيون « فرانسه » در « انكشافات » و « حفريّات » آثار قديمهء تمام مملكت « ايران » ، همراه باشم ؛ كه اين « كومسيون » ، در اين مسئله ، امتياز انحصارى از دولت « ايران » ، موافق « قرارنامهء مخصوص » تحصيل كرده ، و حال براى اجراى اين امر آمدهاند ، كه در خراب [ ه ] هاى شوش مشغول « انكشاف » و « حفر » باشند .
ملفوفه « فرمان مبارك » را كه در اين مسئله صادر گرديده ، زيارت شد ؛ كه از « حضرت ايالت » امضا بگيرند .
بههرحال ، در صحبت و خدمت « شاهزاده حيدر ميرزا » شب [ به ] خوشى گذشت و
هامش
( 1 ) . زارعان ، كشاورزان .