اين اوقات ، از « بوشهر » خبر رسيد از دولت حكم شده ، هرچه تفنگ مال فروش در « بوشهر » بوده ، چه مال « تجّار خارجه » و چه « داخله » ، همه را ضبط « ديوان » كردهاند و قريب [ به ] 4000 تفنگ ضبط شده است ؛ ولى وقت اين قدغنها ، خيلى دير شده ، و كار از كار گذشته [ است ] ، زيرا كه الآن تمام قبايل « اعراب » ، عموما صاحب « تفنگ تهپر » هستند .
هر عرب بىبضاعت ، كه در خانه و كپر ، وضعش يك تومان نيست [ و ] روى پوشال برنج مىخوابد و نان برنج يا « طبيخ » - كه هيچ حيوانى نمىتواند بخورد - مىخورد ، يا يك پيرهن بلند يا عبا هم لباس دارد ؛ با اين بضاعت قليل ، يك تفنگ پنجاه شصت تومانى در دوش و قطار پر از فشنگ در كمر دارد ؛ و همچنين تمام « الوار » ، و كذلك تمام ايلات « بختيارى » و « فارس » و غيره .
رؤسا و خوانينشان ، ديگر جاى خود دارند .
مقصود اين است [ كه ] حال تمام « ايلات ايران » ، از « عرب » و « عجم » و « ترك » و « لر » از آحاد و افراد ، صاحب « تفنگ تهپر » شدهاند و اين قدغن ، مثل بعد از مرگ « سهراب » نوشدارو است . و جنگ دولت با اين « ايلات » ، با اين « قشون » حاليّه و با اين اسلحه و تفنگهاى زنگگرفته ، خالى از اشكال نيست ، تا چه رسد با دول همجوار .
مثلا همين طايفهء « بنى طرف » ، 000 ، 12 « تفنگچى » دارد . همه ، « تفنگ مكنز تهپر » و غيره [ دارند ] .
اگر « ايالت » بخواهد با اين استعداد كم ، از آنها به استعمال قوه قهريه ، باقى ماليات سنه ماضيه را بگيرد ، مشكل است كار از پيش برود ، مگر باز به تدابير و مهلت و تخفيف و مدارا بشود كارى كرد . ماليات امساله را كه مىدهند را بگيرد ، سنه ماضيه را هم قرارى بدهد . طوايف « ايلات ايران » حالا ، در مقام « ضرورت » و « مدافعه » ، بهتر از قشون نظامى دولت عليّه ، به كار برمىخورند .
جمعه ، 22 [ رجب 1315 ه . ق . ]
قاصد « پست » از « شوشتر » رسيد . كاغذهاى دو هفته را آورد ، كه تاريخ آنها از « تهران » ، بيستم جمادى الثانيه و از « همدان » ، 23 شهر مزبور بود . اين اوقات ، كاغذهاى « پست » ، خيلى « بىترتيب » و « دير » مىرسد .
از « كسان » و « متعلّقان » براى من « كاغذ » نرسيد . از اين جهت حواسم پريشان