تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
طرف عصر ، با « آقا ميرزا محمد على خان مستوفى » ، در كنار رود « كرخه » قدم مىزديم . جمعى از « اعراب » ، « برنج » زيادى از « بنى طرف » بار آورده ، حمل به « ناصرى » مىكردند . محصول « بنى طرف » در « خفاجيه » و « بسيطين » منحصر در زراعت « شلتوك » است ، [ و ] مقدار زيادى « برنج » عمل مىآورند . هرروز ، چندين « بلم » پر از « برنج » [ و ] بيشتر از دويست سيصدبار قاطر و شتر و الاغ از « بنى طرف » مىآورند . از آب به اين‌طرف مىگذرانند و از اين‌جا حمل به « ناصرى » و غيره مىكنند . اغلب اين « اعراب مكارى » از رعيت « سيف السادات » ، از « جريهء ام التّمر » « 1 » ملك « سيف السادات » است . سه ساعت از شب دوشنبه ، 18 [ رجب ] گذشته ، با « ميرزا محمد على خان مستوفى » در چادر نشسته بوديم [ و ] شام هم آورده بودند . من مشغول كاغذنويسى بودم [ كه ] صداى تير تفنگ شنيديم . بعد ، در اين بين ، دو گلوله از بالاى چادر ما ، بىمقدمه قژّى كرد [ و ] گذشت . و اين گلوله‌ها ، از طرف چادر « سيف السادات » آمد . بعد معلوم شد اين كار « اعراب » است كه همرا [ ه ] « سيف السادات » آمده‌اند و به سگ « هار « 2 » » مىانداخته‌اند . خدا خيلى رحم كرد كه به اهل اردو نخورد و به‌خير گذشت . حقيقتا اعراب ، خيلى « وحشى » هستند و « انسانيت » را بو نكرده‌اند . اگرچه گفتند تفنگ به سگ « هار « 3 » » انداخته شده ، ولى در 4 ساعتى شب ، وقت اين‌كار بود ؟

دوشنبه 18 [ رجب 1315 ه . ق . ]

صبحى ، سركار و الا « احتشام الممالك » ، با پسرشان « حسين قلى ميرزا » به ديدن تشريف آوردند . در اين بين ، « ياور » ، سوار كشيك‌خانه هاشم خان ، سرهنگ سوار افشار ، نصير خان ، ياور ياراحمدى ، براى گرفتن برات حقوق خود ، مثل همه روزه ، پيش « ميرزا
هامش
( 1 ) . امروزه بيه آن ام الطمير( Ommot tomeyr )مىگويند و روستاى كوچك و فوق العاده محروم و فقيرى است در 10 كيلومترى غرب « كوت عبد الله » ، از توابع بخش مركزى شهرستان اهواز و 14 كيلومترى اين شهر ، كه در كنار رود كارون واقع شده است . ( 2 ) . در اصل : حار ( 3 ) . در اصل : حار