كه تدبير امور دريا و كشتىها و لشكر دريائى در اين موضع مىشود . و « پرت » در جميع « روسيّه » ، اسم چنان موضع است . كشتى بخار و مجموع در محاذات پرت مىايستند . ضبط « حساب » و « نظم » و « نسق » متعلقات دريا همه با اينجا است .
بزرگ اينجا دريابيگى است كه به اصطلاح « روسيّه » « آدميرال » باشد ؛ و چون حاكم اين ولايت ، قبل از حكومت « حاجى ترخان » ، منصب دريابيگىگرى داشت ، اختيار پرت و امور دريا باز بالاصاله با او است و « ينرالى » به نيابت او در پرت كارگزار « 1 » است .
ديگر ديوانخانه كمندنت است . « كمندنت » ، منصب شخصى است كه امر كوتوالى قلعه و شهر به عهدهء او است و رجوع كارهاى قلعهدارى و مستحفظ و قراول به كفايت او مىگذرد .
ديگر دفترخانهاى است كه « شرطنامه » و « قباله » و « اجارهنامه » و « لزوم بيع » و « انقصاى موعد تمسّكات » و از اين قبيل نوشتجات ، كه به معاملات مردم دارد ، بايد به خط و ثبت اهالى اين دفتر باشد ؛ و الّا از درجهء اعتبار ساقط خواهد بود .
ديگر پچتخانه « 2 » است ، يعنى چاپارخانه . و لقب بزرگ اينجا « پچتمستير » است .
نگارش همهء دقايق پچتخانه روسيّه از طريقه مختصرنويسى دور است . مدارآبادى بلاد « روسيّه » و نشر احكام و اخبار دولتى و امور تجارت ، به نظم چاپارخانه است .
در هر « شهر » و هر « قصبه » و « قريه » ، هفتهبههفته ، اخبار و احوال همهء « روسيّه » معلوم است . در جميع راهها ، چه در « معموره » و چه در « غير معموره » ، كه دخل به محروسهء « روسيه » دارد ، 3 فرسخ و 4 فرسخ فاصله « پچتخانه » ساخته شده ، و هرجا مستحفظ لازم است ، « سالدات » و « توپ » گذاشتهاند ؛ فرضا منزلها كه به خاك « داغستان » است ، « توپخانه » و « سالدات » على الاتصال است ؛ و از اين دعواهاى « داغستان » بسيار كم اتفاق مىافتد كه بتوانند به رونده و آينده پچتخانه « 3 » آسيبى برسانند .
در هفته ، روز « يكشنبه » و « چهارشنبه » كاغذ مىگيرند ، و هفتهء ديگر يا عقبتر - نظر به قرب و بعد مسافت - عصر « شنبه » و « عصر سهشنبه » ، جواب را به صاحب كاغذ مىرسانند .
وزن « كاغذ » اگر بهقدر « لترى » باشد ، يعنى 4 مثقال ، 7 شاهى مىگيرند . چنانچه
هامش
( 1 ) . در اصل : كارگذار
( 2 ) . پستخانه .
( 3 ) . از « پچتخانه » تا « پچتخانه » دوم ، كه 3 سطر است ، به اشتباه تكرار شده است .