هركس ، هر قسم را طالب است ، مىفرستند .
قاعده كه از پچتخانه و جميع ديوانخانهها ، كاغذى كه براى شخص مىفرستند ، چه دور و چه نزديك ، چه غريب و چه بومى ، بايد با آن كاغذ كتابچه بفرستند ، اين شخص دست بگذارد ، يعنى به خط خود بنويسد در كتابچه ، كه كاغذ به من رسيد .
و فيما بين اهالى اين ممالك ، پاى كاغذ يا پشت كاغذ مهر كردن معتبر نيست .
معتبر اين است كه جائى كه كاغذ يا تمسك يا ساير نوشتجات در صفحه به اتمام مىرسد ، شخص بنويسد كه من « فلان بن فلان » ، كه لقبم « فلان » است ، دست گذاشتم ، يعنى به خط خود نوشتم .
و مثل مىگويند كه : « هرجا دست است ، همانجا سر است » .
و از اينجهت است كه از زن و مرد روسيه ، بسيار كم مىشود كه خط نداشته باشند .
اگر كسى ناخوش باشد يا بىخط و سواد باشد ، ديگرى به شهادت 2 نفر ، در ذيل نوشته خواهد نوشت كه من از جانب فلان در اين كاغذ دست گذاشتم .
مهر كردن ، رسم نيست ، مگر در سر پاكت .
و در نوشتن و خواستن جواب ، عجله نيست ؛ و اغلب جواب و سؤال ، عمدا فراموش مىشود ؛ خاصه در اين ديوانخان [ ه ] ها . و مكرّر بايد نوشت كه در فلان نمره در باب فلان امر ، كاغذى كه نوشتيم ، جواب ننوشتيد . و اگر جواب به « صرفه » و « صلاح » ايشان نزديك نيست ، باز فراموش خواهند كرد ؛ و اين « فراموشى » به 2 سال و 3 سال خواهد كشيد .
حكايت
عارضى در ديوانخانه « عريضه » داد [ و ] جواب بهطول انجاميد . خود مواظب شد .
بزرگ ديوانخانه مىگفت : فردا .
تا مدت سؤال به سال كشيد و عارض را از پريشانى و استيصال ، كار به سؤال پيوست .
روزى ، على الصباح ، تپانچه پر كرد و به ديوانخانه رفت . به طريق هر روز « 1 » ، از جواب « عريضه » پرسيد . آن بزرگ گفت : فردا . فى الفور « تپانچه » ، كه عقدهء ساليانهء عارض بود ، خالى شد و فرداى بزرگ ، به فرداى قيامت افتاد .
هامش
( 1 ) . در اصل : هر روز هر روز