تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 648

مساهمون:

ص٦٤٨
احكام جارى مىشود . بزرگتر و اعظم‌تر از « پراولين » است ، كه بر جميع ديوان‌خانه حكم دارد و احكام كليه را حاكم از دفترخانهء خود به نوشته ، به اين ديوان‌خانه معلوم مىكنند . اگر اهالى ديوان‌خان [ ه ] ها در امرى « تأخير » و « تقلبى » كنند ، اهل اين ديوان‌خانه آن مرتبه و شأن را دارند كه مؤاخذه كنند . استل‌نشين اين ديوان‌خانه « 1 » 10 نفر متجاوزند . « حاكم » در « استل اول » جا دارد و « نايب حاكم » در « استل دويم » و همچنين و زاكان اين است كه اهل اين ديوان‌خانه آن است ، در « مسكو » كه امناى بىغرض در آن‌جا نشسته‌اند . ديگر دفترخانهء حاكم است ، كه به شهر و متعلقات شهر و ساير جاها « احوال » و « احكام » حاكم را منتشر مىكنند . ديگر كزاتىپالات است ، كه امين سفيد مهرهاى شاه‌اند . كاغذهاى باقيمت از « باشبرد » و غيره ، جمع بزرگ اين ديوان‌خانه است و همچنين دخل ولايت به استحضار و به « پتربرغ » فرستاده مىشود ، و شأن و مرتبهء اين بزرگ اين است كه در شهر اگر حاكم و نايب غايب باشند ، به او مىرسد كه حكم كند . ديگر اوكلاوتى پالات است . احكام « زخم » و « جراحت » و « قتل » كه در صنف « رعيت » واقع مىشود ، تحقيق و حكم آن با بزرگ اين ديوان‌خانه است . ديگر سلاناى پراوليه است ، كه معدن نمك و معاملات و محاسبات آن با بزرگ اين ديوان‌خانه است . ديگر آويزنه‌سود است ، كه قبل از اين‌كه امر « دعوا » و « قتل » و « زخم » ، به اوكلاونى پالات برسد ، اينها نايب‌گونه‌اند [ و ] مىتوانند « وارسى » كنند و به « اصلاح » بگذرانند ، زيرا كه به اين ديوان‌خانه حكم قاطع مىشود و به سيبر مىفرستند . ديگر پليت‌سيه است ، كه احكام « كلانتر » شهر در آن‌جا جارى است ، و كسىكه از ديوان‌خان [ ه ] ها « عارض » يا مقصرى را بخواهند سؤال كنند ، به اين‌جا مىنويسند و اين‌جا ، فى الحقيقه محبسى است بىسياست . از ديوان‌خانه اعظم ، اكثر احكام به اين‌جا مىشود و بزرگان 4 قسمت شهر ، كه به منزلهء « كدخدا » هستند ، احوال و اتفاقات يوميهء خود را بايد به بزرگ پليت‌سه معلوم نمايند .
هامش
( 1 ) . در اصل : ديوانخا