تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
ديگر زمسكىسود « 1 » در اطراف شهر كارى اتفاق بيفتد [ يا ] مالى [ را ] دزد ببرد [ يا ] نزاعى واقع شود ، بايد با اهالى اين ديوان‌خانه معلوم كرد و اينها « وارسى » كنند [ و ] « محصل » بفرستند . ديگر دامخبه است كه گمرك‌خانه باشد . در اين‌جا « صاحب‌منصب » و « تحويلدار » و « امين » هست در اخذ « گمرك » و اجراى « زاكان » در « امتعه » و « اقمشه » و جمع‌آورى وجه . و همهء گماشتگان « 2 » وزير خزانه‌اند ، كه در پتربرغ است . مهّمى كه اتفاق مىافتد ، به او معلوم مىكنند . ديگر ديوان‌خانه دام است ، كه رئيس تجار و اصناف با اتباع و عمله در اين‌جا مىنشينند و وجوه شهر را مطالبه مىنمايند . ديگر سراذك‌سود است ؛ امور « صغار » و « وصىّ » اموات با اين ديوان‌خانه است . احكامى در اين ديوان‌خانه صادر مىشود ، برطبق « زاكان » ، تغيير آن ممكن نيست . اموال بلاوارث و باوارث را خود حفظ و ضبط مىكنند و به من له الحق . ديگر مكيس ترت ، ديوان‌خانه‌اى است كه وارسى محاسبه و نزاعى كه در امور رعيت و تجّار هست ، ايشان قطع و فصل مىكنند . ديگر اسلاوسينىسود ، در اين ديوان‌خانه معاملات حرفى مىگذرد . فرضا كسى از كسى [ و ] بدون تمسك و سند ، ادعاى « طلبى » كند ، طرفين را اين‌جا حاضر مىكنند . ديگر اشپت ، ديوان‌خانه‌اى است براى محاكمه و ساير احكام واقع مىشود ، هست . صورت ماجرا در خفيه به پتربرغ خواهد نوشت . ديگر پركرراست ، شأن اين شخص اين است كه در احكام اگر اهمالى ببينند ، اهتمام كند نگذارد حكمى مهمل بماند . چنان‌چه كسى از بىعدالتى ديوان‌خانه ، حتى ديوان‌خانه اعظم شكوه بنويسد ، او مأذون است عريضهء عارض را به پتربرغ بفرستد . ديگر ديوان‌خانه‌اى مختصر ، مختص اين‌كه اگر سالدات يا صاحب‌منصب از سرحدّات فرارا به اين شهر بيايد ، تحقيق كنند كه از بزرگ او به او ستمى رسيده يا بىسبب فرار كرده [ است ] . ديگر ديوان‌خانه‌اى است براى « سواره » و « ايل » قزاق . رئيس اين‌جا « ينرالى » است ملقب به اتمن . ديگر پرت است و اين‌جا موضعى است مبنى بر عمارت عالى بر كنار رود « اتل » ،
هامش
( 1 ) . از « شهر » تا « زمسكىسود » به اشتباه 2 بار نوشته شده است . ( 2 ) . در اصل : كماشته‌كان
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 649 | هارون وهومن