تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
يكديگر مىزنند ، اتفاق افتاد كه معيوب مىشوند و آدم مىميرد . در ازدحام معلوم نمىشود ضارب و قاتل كيست . در اين هنگامه و « ارمنى » متفق مىشوند ، « روس » تنها است . با تنها بودن ، باز اينها با آنها فايق‌اند . در جريان اين عادت و به كلى ترك نشدن ، مىشود كه مصلحتى متصوّر باشد ؛ و اين مايهء « نفاق » و اختلاف تردّد « روس » و « ارامنه » مانع فتن [ ه ] هاى ديگر گردد ، كه از وفاق برخاسته « 1 » مىشود . لباس خلق اين‌جا ، آن‌چه « روس » و « ارامنه » اند ، قريب 50 سال است كه در همه چيز به طريق ساير فرنگان « اروپا » شده‌اند و مردان را زينتى نيست ؛ و لباس منحصر است به ماهوت مشكى و رنگ‌هاى تيره . خوب و بد « ماهوت » به « سليقه » اشخاص و مكنت و بىاستطاعتى مردم است . و امتياز « نوكر » از « رعيّت » در « كلاه » است و امتياز شمشيربند از اهل قلم در « اپالت » . در زن‌ها ، اقسام زينت‌ها متداول است و اختراعات روبه تزايد ، مثل ساير بلاد و اكثر اختراعات از « فرانسه » و شهر « پاريس » است . سال‌به‌سال تتبعاتى كه در لباس‌ها و زينت‌ها تازه مىشود ، صورت لباس را با وضع دوختن و پوشيدن آن ، كتاب ترتيب مىدهند [ و ] به اطراف مىفرستند . و چون سليقهء اهل « پاريس » مسلم است ، همه از تبعيّت آن‌جا ناگزيرند . فرضا [ در ] سابق يك قسم كلاه فيما بين نسوان اينها متداول بود . حالا به اقسام مختلف است و همچنين جام [ ه ] هاى . . . « 2 » ، كه زمستان پوست « سمور » و « سنجاب » دارد ، به طريق « خرقه » و تابستان با اقمشه « حرير » است ، ولى در قيمت آن افراط نيست و به همين‌قدر كه البسهء ايشان به حسب ظاهر جلوه كند ، قانع‌اند . ترمه و جواهر ، مدتى است كه فيما بين نوكر باب منسوخ است ، خاص صنف تجار است . و « تتر » ، به عادت قديم خود يافته ، مردان به طريق اهالى « خيوق » و « بخارا » ، « قبا » و « جبه » و « چكمه » مىپوشند و كلاه‌شان بسيار كوتاه است . زن‌هاشان نيز كلاه كوتاهى دارند و حفاظشان جبه‌اى است كه از بالاى كلاه به‌سر مىاندازند [ و ] تا پاىشان را مىپوشاند .
هامش
( 1 ) . در اصل : برخواسته ( 2 ) . ناخوانا .
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 645 | هارون وهومن