[ شبگردى ]
شبها ، در شهر بيرون رفتن و گشتن قدغن نيست [ و ] كسى متعرض نمىشود و چون در همهء كوچ [ ه ] ها ، على الاتصال قراول در تردّدند ، محتاج به مستحفظ نيست .
در جاهاى لازم ، هميشه « قراول » ايستاده ، چه زمستان و چه تابستان و چه سرما و چه گرما ؛ ولى ساعت به سر ساعت عوض مىشود .
چنانچه سرما يا گرما 30 قيراط يا زيادتر بشود ، يك ساعت به يك ساعت نوبت دارند ، دوهه به دوهه به سربازخانه معاودت مىكنند . ساعت 24 گونه قراول مأمور يا عوض در هرگذر رفتوآمد دارند .
[ در ] فصل زمستان رسم شده كه براى قراولى كه مىايستند ، پوستينى نظامى مىدهند ، مختص آن مكان . به اين نحو كه قراول ايستاده دوش مىگيرد تا سه ساعت ، بعد از او آنكه به جاى او مىآيد ، دوش مىگيرد .
و همچنين در شبهاى تاريك كه روشنى مهتاب نباشد ، 10 قدم به 10 قدم ، چوبهاى ضخيم « 1 » نصب است در هركوچه ، براى آويختن فانوسها ، و خرج سوخت از دولت است .
عادت شنيعهء اهالى اين شهر كه باكمال ممانعت ، هنوز ترك نشده ، اين [ است ] كه فصل زمستان يا اوايل بهار ، كه هوا در شدت برودت است ، جوانان روس و ارامنه و تتر ، شوخى مشتى با يكديگر دارند ، كه از دعوا شديد [ تر ] و چون بيشتر به سر و مغز
هامش
( 1 ) . در اصل : زخيم