جنس طيورى كه در اين بلد به هم مىرسند
« غاز » است و « مرغابى » از همه قسم ؛ و « بوقلمون » در شدت وفور ؛ و « طاوس » و « طوطى » و مرغى سبزرنگ به جثه « گنجشك » ، كه او را « كنارى كه » « 1 » [ ناميده ] و صاحب لحنى خوش است ، شبيه « بلبل » ، جز 3 ماه تابستان همهوقت مىخواند ، و مرغ خانگى و « كبوتر » و « قرقاول » و « بلبل » و از اين جنس است .
چيزى كه قدرى كم است « كبك » و « تيهو » است ؛ چون به اقتضاى زاكان ، 3 ماه بهار را [ كه ] وقت بيضه گذاشتن « طيور » است ، قدغن است كه در صحرا هيچكس صيد نكنند ؛ و در آبادى همهوقت قدغن است .
علىهذا ، با اين شدت سرما ، جنس طيور وفورى به هم رسانيده و در شهر « كلاغ » و « كبوتر » چنان به آدمى انس دارند ، كه شبيه « مرغ خانگى » شدهاند .
چنانچه كسى به اينها تير بيندازد ، موافق « زاكان » بايد 7 منات كه 25 هزار دينار است ، جريمه بدهد .
وقت اعتدال هوا ، « لكلك » و « پرستوك » و ساير طيور گرمسيرى نيز بسيار به اين بلد مىآيند و فصل پاييز « قوشهاى طيقون » و « تبار » و « ترلان » و « جوره » خوب پيدا مىشود .
هامش
( 1 ) . قنارى ، پرندهاى است از سبكبالان و از دسته گنجشكان كه به قدواندازه گنجشك معمولى است .
پرندهاى است زيبا و خواننده و زردرنگ و گاه پرش مخلوط با پرهاى قهوهاى و سياه است . اصل اين پرنده از جزاير قنارى ( جزايرى در غرب افريقا ، مستعمره اسپانيا ) مىباشد و خواندنش بسيار دلانگيز و مطبوع است و بعد از « بلبل » خوشلحنترين پرندگان محسوب مىگردد . ( فرهنگ فارسى معين ، 2 / 1867 )